جامعه شناسی کیفری
مصطفی نوری؛ باقر شاملو
چکیده
هنجارها و تعاملات، هنگامی که در عرصۀ حیات جمعی وقوع یابند، در مقام پدیده یا واقعیت اجتماعی شناخته میشوند. در هر جامعهای اینچنین پدیدههای اجتماعی گاه صورت انحراف یافتهای به خود میگیرد که بنا به تعریف جوامع مختلف، آن را مجرمانه تلقی میکنند. در تقابل سنتی با این جریان انحرافی، کیفر بهعنوان فرصت بازگشت یا متوقفکنندة جرم، ...
بیشتر
هنجارها و تعاملات، هنگامی که در عرصۀ حیات جمعی وقوع یابند، در مقام پدیده یا واقعیت اجتماعی شناخته میشوند. در هر جامعهای اینچنین پدیدههای اجتماعی گاه صورت انحراف یافتهای به خود میگیرد که بنا به تعریف جوامع مختلف، آن را مجرمانه تلقی میکنند. در تقابل سنتی با این جریان انحرافی، کیفر بهعنوان فرصت بازگشت یا متوقفکنندة جرم، ماهیتی مفید و در عین حال مرموز دارد. تاکنون تلاشهای زیادی در جهت شناساندن فواید و مضرات کیفر طبق دیدگاههای مختلف شده است؛ اما آنچه باید بدان پاسخ داد این است که آیا ما در وهلۀ نخست به فهم ماهیت کیفر دست یافتهایم تا بتوانیم پس از آن درزمینۀ هرگونه بحث فلسفی و نظری عمیقتر ابراز عقیده کنیم؟ بر این اساس، در این پژوهش سعی شده است تا با عنایت به ماهیت جامعهشناختی کیفر، تعریفی متفاوت اما کاربردی از آن ارائه شود. ضمن آنکه کوشش برای چنین تعریفی متأثر از جریان اثباتگرایی قرن هجدهم است، باید توجه داشت که هرچند که یافتههای نظری اهمیت دارند، دستیابی به تعریفی علمی و محسوس از کیفر ضرورتی مقدماتی بهشمار میآید. پس از شناخت ماهیت کیفر بهعنوان یک پدیدة اجتماعی، بررسی ارتباط آن با سایر پدیدههای اجتماعی کلان در سطح جامعه خصوصاً پدیدة همبستگی اجتماعی، اهمیتی ویژه مییابد. زیرا همانگونه که قدرت و حاکمیت نیمتنة نظام کیفر را شکل میدهد، احساسات و وجدان جمعی نیز نیمة دیگر این شاکله را پدید میآورد. بنابراین شناسایی روابط کیفر با اینگونه پدیدههاست که ما را بهسوی ارائة تعریفی صحیح و جامع از کیفر سوق میدهد. در این تحقیق با روش کتابخانهای و مطالعة میان رشتهای، از رهگذار یافتههای جامعهشناسی و عدالت کیفری به بررسی جایگاه کیفر در میان پدیدههای اجتماعی و همچنین ارتباط آن با سایر پدیدههای اجتماعی کلان میپردازیم.
مهدی موسی زاده کوفی؛ علی حسین نجفی ابرند آبادی؛ باقر شاملو؛ فیروز محمودی جانکی
چکیده
چکیدهمشروعیّت و مقبولیّت کیفر به مشروعیّت ساختارهای سیاسی سازندۀ آن وابسته است. برای مشروعیّت ساختارهای سیاسی نیازمند حاکمیّت قانون هستیم. دولتهای قانونمدار معیار مشروعیّت کیفرگذاری و کیفردهی را عقلانیّت قرار میدهند و برای ارزشها و هنجارهای اخلاقی، اجتماعی و قواعد فرهنگی جامعه اعتبار قائل میشوند. در دولتهای مدرن ...
بیشتر
چکیدهمشروعیّت و مقبولیّت کیفر به مشروعیّت ساختارهای سیاسی سازندۀ آن وابسته است. برای مشروعیّت ساختارهای سیاسی نیازمند حاکمیّت قانون هستیم. دولتهای قانونمدار معیار مشروعیّت کیفرگذاری و کیفردهی را عقلانیّت قرار میدهند و برای ارزشها و هنجارهای اخلاقی، اجتماعی و قواعد فرهنگی جامعه اعتبار قائل میشوند. در دولتهای مدرن بر مبنای خرد، اصل بر حفظ حقوق و آزادی انسانها است و هرگونه تعرّض به آن نیازمند دلیل است. حفظ آزادی شهروندان از وظایف و تکالیف دولتها محسوب میشود و چنانچه دولتها در عمل به تکلیف خود قصور کنند، شهروندان حق دارند نسبت به آن معترض شوند. چگونگی اصل حقّ دولتها برکیفردهی، مبنا و ساختار اصولی و آثار آن، سؤال پژوهش حاضر است که به صورت توصیفی-تحلیلی از طریق اطّلاعات کتابخانهای در پاسخگویی به آن تلاش شده است. حقّ شهروندان بر بازپروری و سزاگرایی عادلانه و همچنین حقّ شهروندان بر نافرمانی مدنی و مجازات نشدن از آثار اجرای حقّ بر کیفر خردبنیاد در سیاست کیفری دولتهاست. نتیجة اجرایی شدن حقّ بر کیفر عقلمحور تعدیل و انسانی شدن کیفر و نیز تأمین منافع معقول بزهدیدگان، مجرمان و شهروندان است.
باقر شاملو؛ مهدی کاظمی جویباری
چکیده
چکیدهنقطه آغاز مسیرِ اندیشه کیفری است. درواقع ، تصویری که از جرم « جرم » ترسیم مفهوماختیار می شود، سایر مفاهیم بنیادین جرمشناختی (نظیر مجرم و علت شناسی) و نیز مفاهیمبنیادین نظام سیاست گذاری کیفری (نظیر عدالت، جرمانگاری و پیشگیری) را صورت بند یمی کند. به این دلیل، مقاله حاضر درصدد است مفهوم جرم را در چارچوب دو پارادایم متمایزمدرنیسم ...
بیشتر
چکیدهنقطه آغاز مسیرِ اندیشه کیفری است. درواقع ، تصویری که از جرم « جرم » ترسیم مفهوماختیار می شود، سایر مفاهیم بنیادین جرمشناختی (نظیر مجرم و علت شناسی) و نیز مفاهیمبنیادین نظام سیاست گذاری کیفری (نظیر عدالت، جرمانگاری و پیشگیری) را صورت بند یمی کند. به این دلیل، مقاله حاضر درصدد است مفهوم جرم را در چارچوب دو پارادایم متمایزمدرنیسم و پست مدرنیسم به بحث گزارد. در این راستا، ایده محوری مقاله این است که اگر درپنداشت مدرنیستی جرم با پیش فرض ماهیت عینی یا معنای ذاتی (از درون ) تصویر م ی شود ،خوانش پست مدرن آن را با ماهیت ذهنی یا معنای اکتسابی (از بیرون) جایگزین می کند. جهتشرح این ایده، ابتدا انگاره های پست مدرنیسم معرفی می شود. سپس پنداشت مدرنیستی از جرمارائه « جرم شناسی تأسیس ی » نقد و آسیب شناسی می شود و نهایتاً تعریف نوینی از جرم از منظرمی شود. به رغم اهمیت پیش گفته، این تقابل مفهومی جرم، ه یچ گاه در ادبیات جرم شناس یپارسی موردبررسی قرار نگرفته است.