Document Type : Research Paper

Authors

1 Law Department Razavi University

2 Law and Politic department Birjand university

3 Law department Razavi University

Abstract

Abstract: Conspiracy in Egyptian Legislation is divided in two parts; General conspiracy and particular. Legislator of Iran in article 610 and 611, in the law of ta,zir, Have talked specially about conspiracy. In the first one has Generalized Criminalization of conspiracy into all offence against Internal and external security and in the second one has depend it into prepare of executive acts and Failure because of a cause outside the will. Unlike the Iranian legislator that has taken all conspiracy with any degree as a crime in Egyptian Legislation it embrace just Offenses and crimes. Also in particular conspiracy the Crimes are separated exactly and can't be leaded to Muharebe while in Iran's law it can be result in Muharebe in conspiracy against security and in other crimes its retribution hasn’t any fitting whit offences against security. This article, that come to end whit Analytical and comparative method, has considered The law of Iran and Egypt and Legal doctrine and Expressed Difference and similarity and pay attention to distinctions between them and recommended Iranian legislator to added some acts and promote law.

Keywords

پژوهش حقوق کیفری، سال هشتم، شماره بیست‌وهشتم، پاییز 1398، ص 174 - 141

 

جرم تبانی در حقوق کیفری ایران و مصر

سید علی رضوی* سید محمد رضوی** عبدالرضا اصغری**

(تاریخ دریافت: 9/11/96 تاریخ پذیرش: 19/9/97)

 

چکیده

تشابه رکن مادی و معنوی تبانی باعث شده است که از دید برخی مجازات آن، مجازات قصد مجرمانه تلقّی شود، در حالی که بر اساس تعریف مادة 2 قانون مجازات اسلامی و اصول حقوقی، صرف قصد مجرمانه جرم نیست و مجازات‌‌کردنی نیست. قانونگذار ایران در دو حوزة جرایم علیه امنیّت داخلی یا خارجی (مادة 610) و سایر جرایم، مشروط به تهیّة مقدّمات اجرایی و عدم موفّقیّت به علّت مداخلة عاملی خارج از اراده (مادة 611)، تبانی را جرم‌‌انگاری کرده است. در حقوق کیفری مصر نیز تبانی ذیل دو عنوان تبانی‌‌های عام و تبانی خاص جرم‌‌انگاری شده است. برخلاف قانونگذار ایران که تبانی بر جرم با هر درجه و شدّت علیه اموال، اعراض و نفوس را جرم‌‌انگاری کرده است، در حقوق مصر این موضوع تنها در مورد جنحه و جنایت وجود دارد. همچنین، در تبانی‌‌های خاص جرایم موضوع تبانی به دقّت تفکیک شده‌‌اند و نیز به دلیل عرفی بودن حقوق جزای مصر، تبانی تحت هیچ شرایطی موجب تحقّق عنوان محاربه نخواهد شد. در این مقاله که به شیوة تحلیلی و مقایسه‌‌ای انجام شده است، با بررسی نقاط اشتراک و افتراق قوانین و دکترین حقوقی دو کشور در زمینة جرم تبانی، به قانونگذار توصیه می‌‌شود در جهت دستیابی به مزایای بخشش و عفو مرتکبان تبانی، با رعایت ضوابط و مقرّرات، عفو و بخشش مجرمان را در اصلاحات بعدی قانون مجازات اسلامی پیش‌‌بینی کند.

واژگان کلیدی: تبانی، توافق اراده، قصد مجرمانه، عفو مجرم.

مقدّمه

قوانین کیفری کشورهای مختلف، صرف‌‌نظر از اختلاف مبانی و اصول، به دنبال تحقّق هدفی واحد هستند: پیشگیری و مبارزه با جرایم. امروزه قوانین کیفریْ اندیشة مجرمانة صرف را مجازات نمی‌کنند (منتسکیو، 1355: 348). به باور حقوقدانان نیز صرف داشتن عقیده، اندیشه و قصد ارتکاب جرم بدون انجام هیچ‌گونه رفتاری مادی‌‌ ‌تعقیب‌‌پذیر نیست، زیرا در اصل این موارد به ‌تنهایی کشف‌‌شدنی نیستند (گاستون، 1383: 309؛ گلدوزیان، 1384: 153) و صرف قصد مجرمانه نمی‌‌تواند خطری برای جامعه به همراه داشته باشد. افزون بر این، قصد مجرمانهْ مصداق «رفتار»، که در تعریف جرم در مادة 2 قانون مجازات اسلامی مقرّر شده است، نیز به شمار نمی‌‌آید. از طرف دیگر، صرف قصد ارتکاب جرم شروع به جرم نیز محسوب نمی‌‌شود، چراکه در مادة 123 قانون مجازات اسلامی قانونگذار مقرّر داشته است: «مجرد قصد ارتکاب جرم (...) شروع به جرم نیست و از این حیث قابل مجازات نمی‌‌باشد».

وجود چنین اصلی در کنار جرم‌‌انگاری تبانی، که توافق ارادة دو یا چند شخص بر ارتکاب عمل مجرمانه است، سبب شده است برخی از حقوقدانان در خصوص جریان مطلق اصل مزبور یا وجود استثنائاتی برای آن دچار تردید شوند و چنین اظهار عقیده کنند: «با وجود اینکه عدم مجازات قصد و اعمال مقدّماتی جرم به ‌عنوان یک قاعدة کلّی در نظام‌های مختلف جزایی و نظام جزایی ایران پذیرفته شده است، لیکن علیرغم مبانی محکم آن قاعده، در برخی موارد قانونگذار استثنائاً عناوینی را جرم‌‌انگاری می‌کند که در وهلة اوّل، چیزی فراتر از قصد ارتکاب جرم نیستند» (جبور، 2010: 28). از دید ایشان «در چنین مواردی باید بر این باور بود که مصلحت یا مصالحی برتر مقنّن را به نادیده گرفتن مبانی مذکور و عدول از آنها واداشته و اصل ضرورت جرم‌‌انگاری حداقلی را به جرم‌‌انگاری حداکثری تبدیل کرده است» (گلدوزیان، 1384: 153). با توجّه به دیدگاه مزبور می‌‌توان گفت ماهیّت رکن مادی جرم تبانی هنوز برای بسیاری از حقوقدانان روشن نیست و نیازمند بررسی است.

باید توجّه داشت که برداشت مزبور صحیح نیست و دلیل ایجاد این شبهه در ذهن برخی این است که عنصر مادی و معنوی جرم تبانی بسیار به هم نزدیک هستند و تفکیک آنها دشوار است. چنانکه در تبیین ماهیّت رکن مادی جرم تبانی بیان خواهیم کرد، داشتن قصد ارتکاب یک جرم با بیان عقیده و قصد مزبور و در میان گذاشتن آن با دیگران متفاوت است، زیرا بیان عقیده و نیّت ارتکاب جرم نوعی رفتار محسوب می‌‌شود و مصداق مادة 2 قانون مجازات اسلامی خواهد بود. بر این اساس، جرم‌‌انگاری و مجازات تبانی به خاطر وجود صرف نیّت و قصد مجرمانه نیست، بلکه به این دلیل است که تفکّر و قصد مجرمانه در قالب یک توافق و به صورت فعل مادی در خارج بروز و ظهور پیدا کرده است (سمیعی زنوز، 1391: 220).

حقوق کیفری مصر، که یکی از کشورهای عربی پیشرو در زمینه‌‌های مختلف حقوقی به شمار می‌‌رود، نیز همواره همچون حقوق کیفری ایران با چالش‌‌هایی در خصوص جرم تبانی مواجه بوده است؛ در این باره، ارتباط جرم‌‌انگاری تبانی با مجازات قصد مجرمانة صرف، فلسفة جرم‌‌انگاری تبانی و مصادیق آن مورد بحث بوده‌‌اند (بیومی فوده، 1436: 8). قانونگذار ایران در دو حوزه تبانی را جرم‌‌انگاری کرده است: در مادة 610 تبانی در جرایم علیه امنیّت داخلی یا خارجی جرم‌انگاری شده و در مادة 611 تبانی در سایر جرایم مشروط به تهیّة مقدّمات اجرایی و عدم موفّقیّت به علّت مداخلة عاملی خارج از اراده جرم تلقّی شده است. قانونگذار مصر نیز تبانی را به دو گونة تبانی‌‌های عام و تبانی خاص تقسیم کرده و تبانی عام را در مادة 48 قانون مجازات این کشور مقرّر کرده است. مصادیق تبانی خاص نیز در مقرّرات جزایی این کشور بیان شده‌‌اند. افزون بر این، در قوانین این کشور مقرّراتی در خصوص عفو و بخشش مرتکبان تبانی پیش‌‌بینی شده‌‌اند که جای آنها در مقرّرات کشور ما خالی به نظر می‌‌رسد.

در این مقاله ضمن تعریف و بیان فلسفة جرم‌‌انگاری تبانی در دو نظام حقوقی، ماهیّت رکن مادی آن تبیین شده و روشن شده است که مجازات تبانی مجازات قصد مجرمانة صرف نیست. همچنین، رویکرد قوانین هر یک از دو کشور نسبت به مصادیق، مجازات و امکان بخشش مرتکبان بر اساس ضوابط قانونی بررسی شده‌‌ است. مطالعة تطبیقی رویکرد حقوق کیفری دو کشور مصر و ایران این امکان را فراهم می‌‌آورد تا با شناسایی نقاط قوّت و ضعف آنها و استفاده از نقاط قوّت قوانین مصر، راهکار لازم برای اصلاح نقاط ضعف قوانین جاری کشور به قانونگذار ارائه شود.

1. تعریف تبانی

تبانی از نظر لغوی کلمه‌‌ای عربی و مصدر باب تفاعل است که از ریشة ثلاثی مجرّد «بنی» گرفته شده است. تبانی به معنای مشارکت (دو یا چند نفر) که یکی از معانی باب تفاعل است آمده است (فراهیدى، 1410: ج۸، 382). در زبان فارسی نیز تبانی به مقدّمه‌‌چینی، زمینه‌‌سازی، گسترده و آماده کردن و پست و هموار ساختن معنا شده است (عمید، 1342: 352). برخی نیز آن را به معنای همدست شدن برای اقدام به امری و پیمان جمعی بر علیه دیگران دانسته‌‌اند (سعیدی‌‌پور، 1364: 480).

در اصطلاح فقهی نیز تبانی به «قرار پنهانى دو نفر علیه فرد سوّم» تعریف شده است (شاهرودی، 1426: ج2، ‌327). جرم تبانی در قوانین کیفری ایران تعریف نشده است، امّا برخی از حقوقدانان گفته‌‌اند تبانی یعنی «توافق دو یا چند نفر بر ارتکاب جرم» (میرمحمّدصادقی، 1392: 246). برخی از نویسندگان نیز آن را به «توافق میان دو یا چند نفر برای ارتکاب جرم علیه امنیّت، اموال، اعراض و نفوس مردم» تعریف کرده‌‌اند (سمیعی زنوز، 1391: 26).

به عقیدة برخی از حقوقدانان مصری تبانی یعنی «توافق و هماهنگی ارادة دو شخص یا بیشتر بر ارتکاب جرم» (نجیب حسنی، 1989: 438). قانونگذار مصر در مادة 48 قانون مجازات این کشور تبانی را چنین تعریف کرده است: «در صورتی که دو نفر یا بیشتر بر ارتکاب جنایت یا جنحه یا اعمال زمینه‌‌ساز یا تسهیل‌‌کنندة ارتکاب جنایت یا جنحه توافق کنند (متّحد شوند) تبانی محقّق می‌‌شود». به باور برخی از حقوقدانان مصری از این تعریف روشن می‌‌شود که جوهرة تبانی از نظر قانونگذار، توافق دو یا چند نفر است (نجیب حسنی، 1989: 483). به باور این حقوقدانان هرچند توافق یک حالت نفسانی و درونی است، جلوة مادی نیز پیدا می‌‌کند، چراکه بیان اراده نیازمند به‌‌کارگیری وسایل بیان اراده است و این وسایل با تنوّعی که دارند جنبة خارجی و مادی خواهند داشت. بر این اساس، با توجّه به وضع اشخاص دخیل در تبانی، ممکن است توافق دو اراده به وسیلة گفتار، نوشتار و یا اشاره صورت گرفته باشد (نجیب حسنی، 1989: 483).

2. فلسفة جرم‌‌انگاری تبانی

در اصل نه تنها قصد ارتکاب جرم جرم نیست (مادة 123 قانون مجازات اسلامی)، بلکه انجام مقدّماتی که ارتباطی مستقیم با جرم ندارند و فقط مقدّمة آن محسوب می‌‌شوند (مادة 123 قانون مجازات اسلامی) و نیز شروع به جرم و بازگشت از آن به اختیار خود (مادة 124 قانون مجازات اسلامی) جرم محسوب نمی‌‌شوند. با وجود این، چرا صرف تبانی برای ارتکاب جرم، که همان توافق و قصد مجرمانه است، جرم محسوب می‌‌شود؟ آیا این امر با مقرّرات مادة 123 قانون مجازات اسلامی در ناسازواری نیست؟

در پاسخ به این پرسش باید توجّه داشت که نخست، تبانی با قصد مجرمانة صرف تفاوت دارد؛ تبانی در حقیقت ظهور خارجی و تجلّی عینی قصد مجرمانة چند نفر و اتّحاد و حصول توافق بر ارتکاب جرم یا جرایم است. بر این اساس، تبانی دو وجهی است: صورتی در عالم درون به عنوان قصد مجرمانه دارد و صورتی در عالم بیرون به عنوان توافق بر انجام جرم.

دوّم، اگر تبانی برای ارتکاب جرمْ اعمال مقدّماتی تلقّی شود، جرم محسوب شدن آن مغایرتی با قابل مجازات نبودن مقدّمة جرم که در مادة 123 قانون مجازات اسلامی آمده است نخواهد داشت، چراکه ممکن است عملیّات مقدّماتی در مواردی به عنوان جرم مستقل یا خاص تعقیب‌‌پذیر و مجازات‌‌کردنی شناخته شوند. در عمل نیز در مواردی قانونگذار با وجود اصل عدم تعقیب کیفری اعمال مقدّماتی، در جرایم مانع و جرایم علیه امنیّت کشور اقدامات مزبور را جرم‌‌انگاری کرده و تعقیب‌‌پذیر دانسته است. تبانی نیز به باور برخی یکی از جرایم مانع به شمار می‌‌رود (الهام، سمیعی، 1392: 28؛ نجفی ابرندآبادی، حبیب‌‌زاده، بابایی، 1384: 23).

سوّم، فلسفة جرم محسوب شدن تبانی و قابلیّت تعقیب کیفری آن را باید در این نکته جستجو کرد که تبانی در ارتکاب جرم ظرفیّت جنایی را فزونی می‌‌بخشد و موجبات تشویق و دلگرمی افراد در ارتکاب جرم را فراهم می‌‌آورد و در نتیجه وقوع پدیدة جنایی را تسهیل و تسریع می‌‌کند و مخاطرات ناشی از انجام آن را به میزان بسیاری افزایش می‌‌دهد. به همین دلیل است که جرایم بزرگ و مخاطره‌‌آمیزی چون تروریسم، قاچاق موادّ مخدّر و توزیع سلاح‌‌های غیرمجاز از طریق تبانی صورت می‌‌گیرند (سالاری، 1387: 265). چنانکه برخی از حقوقدانان بیان داشته‌‌اند گاه ممکن است در اثر تماس افراد با یکدیگر در یک جمعیّت، بعضی غرایز در حال رکود و خواب ناگهان بیدار شوند و به اوج قدرت برسند؛ نتیجة این حالت گاهی ارتکاب اعمال جنایت‌‌آمیزی است که اگر دربارة فرد فرد آن جمعیّت جداگانه تحقیق و بررسی شود، معلوم می‌‌شود هیچ کدام به طور انفرادی قادر به انجام آن عمل نبوده‌‌اند (گلدوزیان، 1378: 421).

چهارم، پیشگیری از ارتکاب جرایم شدید قانونگذار را بر آن داشته است تبانی را جرم‌‌انگاری کند، چراکه تبانی یکی از جرایم مانع به شمار می‌‌رود. جرایم مانع در اصطلاح به آن دسته از جرایمی گفته می‌‌شود که وقوع آنها تمهیدکنندة زمینه و مقدّمة وقوع جرمی دیگر است (سالاری، 1387: 265) و پیشگیری از ارتکاب آنها می‌‌تواند مانع ارتکاب جرایم شدیدتر شود. از این رو، قانونگذار به منظور پیشگیری از جرایم شدیدتر، آنها را جرم‌‌انگاری کرده و بدین جهت با توسّل به سازکاری قهری در صدد جلوگیری از ارتکاب این جرایم برآمده است (سمعیی زنوز، 1391: 8). آنگونه که بیان شد ممکن است در اثر تبانی جرایمی شدید ارتکاب یابند که هرگز هر یک از افراد دخیل در جرم مزبور به تنهایی قادر بر ارتکاب آن نبود. افزون بر این، تبانی میان بزهکاران احتمال ارتکاب جرم را افزایش می‌‌دهد و موجب تشدید احساس ناامنی در جامعه می‌‌شود (سمعیی زنوز، 1391: ۳۷). همچنین، برخی گفته‌‌اند: «خطری که تبانی ایجاد می‌‌کند به جرمی ماهوی‌‌ که ارتکاب آن هدف نهایی تبانی‌‌کنندگان بوده، محدود نمی‌‌شود» (سماواتی پیروز، 1385: 14و15) و احتمال ارتکاب سایر جرایم را بدون اینکه با هدف اوّلیّة ایشان در ارتباط باشند افزایش می‌‌دهد.

بر این اساس، اگرچه تبانی به خودی‌‌خود دربردارندة ضرر فوری و مستقیم نیست، به این دلیل که بزهکاران با توافق، حالت خطرناک و تصمیم مجرمانة خود را بروز داده‌‌اند، قانونگذار رفتار آنان را جرم‌‌انگاری کرده است تا از وقوع جرایم شدیدتر پیشگیری کند. در حقیقت تجمّع و تلاقی اراده‌‌ها باعث افزایش احتمال ارتکاب جرم و تشدید بزهدیدگی در جامعه می‌‌شود و در مقابل جرم‌‌انگاری تبانی این امکان را فراهم می‌‌کند که ارتکاب رفتار مجرمانه در مراحل مقدّماتی با مانع روبرو شود (سمیعی زنوز، 1391: 222).

3. ارکان جرم تبانی

1-3. رکن مادی

دربارة ساختار رکن مادی اختلاف‌نظر وجود دارد؛ گاه رکن مادی را عبارت از یک عمل مثبت یا یک عمل منفی دانسته‌اند (گاستون، 1383: 309). برخی نیز آن را حقیقت و ماهیّت عمل ضدّ اجتماعی دانسته‌اند (سمیعی زنوز، 1391: 152). قوام رکن مادی جرم تبانی به توافق اراده‌‌های اشخاص دخیل در آن است. منظور از توافق در اینجا این است که ارادة دو یا چند شخص بر موضوع معیّنی اجتماع پیدا کرده باشد (محمود، 1974: 392؛ نجیب حسنی، 1989: 485؛ سلامه، 1990: 521). در تحقّق این امر ملاقات حضوری افراد ضروری نیست، بلکه داشتن درکی متقابل از آنچه قرار است انجام شود کافی است (سمیعی زنوز، 1391: 152). برخلاف دیدگاه برخی حقوقدانان (گلدوزیان، 1382: 36)، قصد و نیّت مزبور تا زمانی که جنبة درونی صرف داشته باشد و با وسیله‌‌ای اظهار نشده باشد، تعقیب‌‌پذیر نیست و تبانی نیز محقّق نمی‌‌شود. این جرم زمانی محقّق می‌‌شود که شخص نیّت خود را برای دیگری آشکار کند و با وی در این قصد و نیّت هماهنگ و متّفق شود؛ در این صورت است که توافق ارادة ایشان در خصوص موضوعی معیّن شکل می‌‌گیرد و هر یک از نیّت و قصد دیگری آگاه می‌‌شود. بنابراین، ایراد کسانی که می‌‌گویند تبانی عادی به این دلیل که صرف وسوسه و سوءنیّت در حقوق اسلامی جرم نیست قابلیّت دفاع شرعی را به نحو مطلوب ندارد (حبیب‌‌زاده، 1389: 151) موجّه نیست، زیرا تبانی نیز مانند سایر جرایم عنصر مادی دارد و برای تحقّق تبانی باید عنصر مادی آن به وجود آید.

رکن مادی جرم تبانی در صورتی شکل خواهد گرفت که ارادة مزبور به شکلی از اشکال مادی مانند نوشتن یا بیان به ‌وسیلة گفتار و ... به طرف مقابل اعلام شده باشد (حومد، 1972: ‌149؛ نجیب حسنی، 1989: 485؛ شامی، 1949: 39؛ غلام جمشیدی، 1393: 46). هرچند اعمال انجام‌شده به ‌خودی‌خود اصالت ندارند و رکنی از ارکان جرم محسوب نمی‌‌شوند (میرمحمّدصادقی، 1392: 248).

در این خصوص بین فرضی که اشخاص تنها برای ارتکاب یک جرم خاص و برای مدّتی کوتاه تبانی کرده باشند (سعید، 1962: 350) و فرضی که اشخاص بر تشکیل دسته و گروهی به‌ منظور ارتکاب جرایم متعدّد و در زمان نامعیّن تبانی کرده باشند تفاوتی وجود ندارد و در هر دو فرض رکن مادی جرم تبانی محقّق شده است (نجیب حسنی، 1989: 485). بر این اساس، برای اینکه جرم تبانی شکل بگیرد باید دو امر زیر محقّق شود:

الف- وجود بیش از یک اراده. به ‌بیان ‌دیگر، باید اراده‌‌های دخیل در موضوع، بیش از یک اراده و یا به تعبیر دیگر دو اراده و یا بیشتر از آن باشند (سمیعی زنوز، 1391: 164؛ نجیب حسنی، 1989: 471؛ سلامه، 1990: 522؛ بهنام، 1968: 782؛ محمود، 1974: 394). در حقوق مصر ارادة اشخاصی که از منظر قانون مسلوب‌‌الاراده به شمار می‌‌روند مانند صغار و مجانین در احتساب حدّ نصاب مزبور به شمار نخواهد آمد ( نجیب حسنی، 1989: 471؛ سلامه، 1990: 522؛ بهنام، 1968: 782). در حقوق ایران در این خصوص حکمی صریح وجود ندارد. به باور برخی تنها در صورتی این افراد به شمار نخواهند آمد که آنچنان کم سن یا مجنون باشند که قادر به توافق با دیگری نباشند، وگرنه محجور نیز از لحاظ عدد به شمار خواهد آمد (سمیعی زنوز، 1391: 164).

ب- اراده‌‌ها بر یک موضوع خاص توافق داشته باشند، یعنی ارادة تمامی افراد به همان جرمی که ارادة دیگران به آن تعلّق ‌گرفته است تعلّق‌ گرفته باشد. اگر نیّت افراد متفاوت باشد، برای نمونه یکی قصد ارتکاب جرم علیه امنیّت داخلی کشور و دیگری قصد ارتکاب جرم علیه اموال افرادی خاص را داشته باشد و یا دو اراده با هم موافق باشند، امّا هیچ ‌یک از دو طرف از ارادة طرف مقابل اطّلاعی نداشته و توافقی بین ایشان صورت نگرفته باشد، تبانی محقّق نخواهد شد؛ با این بیان یکی از تفاوت‌‌های موجود میان شرکت در جرم و تبانی نیز روشن می‌شود (نجیب حسنی، 1989: 471؛ بهنام، بی‌‌تا: 780؛ شامی، 1949: 57-62؛ فتحی سرور، 1996: 448).

نکتة دیگر اینکه برخلاف مادة 48 قانون عقوبات مصر، در مادة 611 قانون مجازات اسلامی شرط تهیّة مقدّمات اجرایی نیز به عنصر مادی اضافه ‌شده است. تهیّة مقدّمات هم باید به‌گونه‌ای باشد که با وجود آن توقّع ترک موضوع تبانی وجود نداشته باشد (بیومی، 1436: 46). امّا در هیچ‌ کدام از نظام‌‌های حقوقی پیش‌‌گفته در تبانی علیه امنیّت، شرط تهیّة مقدّمات اجرایی در عنصر مادی وجود ندارد و مادة 610 قانون مجازات اسلامی که مقرّر کرده است هرگاه دو نفر یا بیشتر اجتماع و تبانی نمایند که جرایمی بر ضدّ امنیّت داخلی یا خارج کشور مرتکب شوند یا وسایل ارتکاب آن را فراهم نمایند، از این‌ جهت به‌ درستی انشاء شده و تهیّة وسایل ارتکاب توسّط جمع را اماره‌‌ای بر توافق آنها دانسته است. بنابراین، سخن کسانی که می‌‌گویند بهتر است در ماده حرف «یا» تبدیل به حرف «و» شود (حبیب‌‌زاده، 1389: 152) موجّه به نظر نمی‌‌رسد.

باید توجّه داشت که پس از شکل‌گیری توافق مزبور و اجتماع ارادة افراد درگیر در تبانی، رکن مادی این جرم محقّق شده است و پس از آن دیگر رجوع از توافق و یا انصراف از ارتکاب جرم موضوع توافق، مانع مجرم شناخته شدن و اعمال مجازات نخواهد شد (نجیب حسنی، 1989: 477؛ سلامه، 1990: 523 و 524). ناتوانی در اجراء و عملی ساختن جرم مورد توافق نیز خللی به تحقّق رکن مادی جرم تبانی وارد نخواهد آورد. عدم امکان اجرای عمل مورد توافق به سببی از اسباب، امری خارج از ارکان جرم تبانی است و پس از تحقّق ارکان، دیگر تأثیری در مجازات مرتکبان نخواهد داشت.[1] به ‌بیان ‌دیگر، تبانی در زمرة جرایم مطلق قرار گرفته است و تحقّق این جرم نیازمند حصول نتیجه نیست (سمیعی زنوز، 1391: 172).

1-1-3. تفاوت تبانی با شرکت در جرم

به استناد مادة 40 قانون مجازات مصر «در موارد ذیل شخص شریک در ارتکاب جرم تلقّی می‌‌شود: 1- (...) ۲- کسی که با دیگری بر ارتکاب جرمی توافق کند و جرم نیز بر اساس این توافق محقّق شود (...)». جوهره و حقیقت توافق موضوع جرم تبانی با توافق موضوع مشارکت در جرم یکی است، چراکه همانطور که دیوان عالی کشور مصر مقرّر داشته است: «مراد از توافق در اینجا انصراف قصد و نیّت افراد به ارتکاب جرم متّفقٌ‌‌علیه است».[2] به بیان دیگر، این توافق چه در قالب تبانی باشد و چه در قالب مشارکت در ارتکاب جرم، از اموری است که مخلّ نظم عمومی به شمار می‌‌رود و قانونگذار به دنبال مقابله با آن است. این جرم‌‌انگاری گاه همانطور که در شرکت بیان شده است به اعتبار مشارکت در ارتکاب جرم مادی است و گاه همانطور که در جرم تبانی بیان شده است به اعتبار صرف توافق است. با وجود این، از جهاتی متعدّد می‌‌توان دربارة این دو نوع توافق، یعنی توافق موضوع شرکت در جرم و توافق تشکیل‌‌دهندة رکن مادی تبانی، تفاوت‌‌هایی را برشمرد:

1. در خصوص توافقی که موضوع شرکت در جرم است، شخص تنها در صورتی مجازات خواهد شد که رفتار مجرمانة موضوع توافق در خارج محقّق شده باشد یا دست‌‌کم شروع به ارتکاب جرم شده باشد. این در حالی است که در جرم تبانی بدون ارتکاب رفتاری در خارج و به صرف حصول توافق مجرمانه، شخص به مجازات فاعل اصلی جرم تبانی محکوم خواهد شد (بهنام، 1968: 781؛ محمود، 1974: 393).

2. جرم‌‌انگاری تبانی بیشتر جنبة احتیاطی دارد و بیشتر به عنوان ابزاری برای ممانعت از تحقّق جرم به شمار می‌‌رود و خود تبانی صرف‌‌نظر از تحقّق یا عدم تحقّق جرم، به طور مستقل مجازات‌‌کردنی است. بر این اساس، نقش احتیاطی تبانی در صورت تحقّق جرم در خارج، از بین می‌‌رود و نوبت به مجازات شخص به دلیل مشارکت در جرم خواهد رسید (فتحی سرور، 1996: 562).

3. در حقوق مصر در صورتی اتّفاق اراده بر ارتکاب جرم بر اساس تبانی جرم محسوب می‌‌شود که موضوع توافق یکی از مصادیق جنایت و یا جنحه باشد، امّا در صورتی که موضوع توافق تنها ارتکاب عمل «خلاف» باشد، تبانی واقع نخواهد شد. در مقابل، در توافقی که موضوع مشارکت در جرم است، از این حیث تفاوتی وجود ندارد و در صورتی که موضوع توافق ارتکاب جرایم مصداق خلاف باشد نیز مجازات محقّق خواهد بود (بهنام، 1968: 781).

4. برای تحقّق تبانی لازم نیست که توافق اشخاص بر ارتکاب جرمی با شرایط و ویژگی‌‌هایی دقیق و معیّن شکل گرفته باشد، بلکه صرف توافق بر ارتکاب جرم نیز می‌‌تواند تبانی تلقّی شود، در حالی که در مشارکت در جرم باید اشخاص درگیر در توافق، قصد مشارکت در جرمی خاص و معیّن را به همان شکلی که در خارج واقع شده است داشته باشند و این مستلزم این است که از ابتدا از جرم موضوع توافق و شرایط و جزئیّات آن آگاه باشند (بهنام، 1968: 781).

5. برای تحقّق جرم تبانی کافی است که موضوع آن زمینه‌‌سازی و تسهیل شرایط برای ارتکاب یکی از جرایم مصداق جنحه یا جنایت باشد. این در حالی است که در مشارکت در جرم باید توافق دو اراده بر ارتکاب جرمی معیّن باشد که در ادامه در خارج محقّق می‌‌شود و تسهیل ارتکاب جرم را شامل نخواهد شد (بهنام، 1968: 781).

با توجّه به آنچه بیان شد، در صورتی که توافق اراده‌‌ها به نحو مزبور محقّق نشود، رکن مادی جرم تبانی نیز محقّق نخواهد شد. بر این اساس، صرف دعوت دیگری به انجام توافق در خصوص ارتکاب جنایت یا جنحه، بدون قبول و همراهی طرف مقابل را نمی‌‌توان تبانی انگاشت. امّا پرسشی که جای طرح دارد این است که آیا این دعوت را می‌‌توان شروع به جرم تبانی تلقّی کرد یا شروع به جرم در تبانی متصوّر نیست؟

 

3-1-2. شروع به جرم تبانی

مادة ۱۲۲ قانون مجازات اسلامی مقرّر می‌‌کند: «هرکس قصد ارتکاب جرمی کرده و شروع به اجرای آن نماید، لکن به ‌واسطة عامل خارج از ارادة او قصدش معلّق بماند، (...) مجازات می‌شود». شروع به جرم در اصطلاح به اعمالی گفته می‌شود که آشکارا دلالت بر وجود قصد مجرمانه در فرد دارند و اگر عاملی خارجی دخالت نکند، جرم به صورت کامل به وقوع خواهد پیوست ( نقدی‌نژاد، 1389: 53).

در خصوص امکان تصوّر شروع به جرم در جرم تبانی سه دیدگاه عمده وجود دارد. به باور برخی شروع به جرم در تبانی تصوّرکردنی نیست، چراکه توافق اراده‌‌ها یک حالت روانی و درونی است و با توافق جنبة خارجی پیدا می‌‌کند و در این جرم نقطة شروع و پایانی تصوّرکردنی نیست تا گفته شود رفتاری شروع به جرم تلقّی می‌‌شود. این جرم یا به صورت کامل واقع می‌‌شود یا واقع نمی‌‌شود (سعید، 1962: 352؛ میرمحمّدصادقی، 1392: 257). برخی دیگر می‌‌گویند شروع به جرم در تبانی خاص تصوّرکردنی است، امّا در تبانی عام تصوّرکردنی نیست، چراکه در تبانی عام به صرف تلاش شخص برای همراه کردن دیگری با خود و دعوت از وی برای ارتکاب جرمی و عدم تحقّق توافق به علّتی خارج از ارادة او نمی‌‌توان او را مجرم تلقّی کرد (محمود 1974: 398). قانونگذار مصر شروع به جرم در تبانی خاص را جرم‌‌انگاری کرده است. مادة 97 قانون مجازات مصر مقرّر می‌‌کند: «در تمامی مواردی که شخص دیگری را به ارتکاب جرایم موضوع مواد 87، 89، 90، 90 مکرّر، 91، 92، 93 و 94 دعوت کند و طرف مقابل دعوت وی را قبول نکند، دعوت‌‌کننده به حبس محکوم خواهد شد». دیدگاه سوّم این است که شروع به جرم در هر دو گونة تبانی، یعنی تبانی خاص و عام، تصوّرکردنی است و برای تحقّق شروع به تبانی باید رفتار منجر به شروع به جرم توسّط تمامی اطراف درگیر انجام شده باشد و برای اینکه بتوان آنها را مجازات کرد باید بتوان رفتار هر یک را شروع به جرم تلقّی کرد. امّا اگر دعوت به تبانی تنها از سوی یکی از طرفین صورت گرفته باشد و طرف مقابل پاسخی نداده یا نپذیرفته باشد، شروع به تبانی محقّق نخواهد شد، بدین دلیل که تبانی در تحقّق خود نیازمند توافق دو یا چند اراده است و چه در جرم تام و چه شروع به جرم، وجود این دو یا چند اراده لازم است و بدین جهت تنها یک اراده نمی‌‌تواند باعث تحقّق آن شود (بهنام، بی‌‌تا: 785؛ نجیب حسنی، 1989: 473).

3-2. رکن معنوی

برای آنکه بتوان جرمی را منتسب به فردی کرد و او را در برابر انجام آن مجازات کرد، افزون بر عنصر قانونی - پیش‌بینی رفتار مجرمانه در قانون مجازات - و عنصر مادی - وقوع رفتار در خارج - باید این رفتار از ارادة مرتکب ناشی شده باشد. در واقع، باید میان رفتار و مرتکب رابطه‌‌ای ارادی موجود باشد که آن را رکن معنوی جرم می‌نامند (گلدوزیان، 1384: 179).

 در خصوص رکن معنوی جرم تبانی باید گفت از آنجا که قانونگذار در هنگام جرم‌‌انگاری تبانی توجّه هر یک از طرفین توافق نسبت به جنایت یا جنحه موضوع توافق را لازم دانسته است، روشن می‌‌شود که این تبانی یکی از اقسام جرایم عمدی است و قصد جناییْ تشکیل‌دهندة رکن معنوی آن است، چنانکه برخی اندیشمندان حقوقی «قصد عملی کردن توافق» (میرمحمّدصادقی، 1392: 249) یا قصد ارتکاب جرم مورد توافق (حبیب‌‌زاده، 1389: 148) را سوءنیّت خاص و عنصر روانی جرم تبانی دانسته‌‌اند.

با وجود اختلاف در تعیین عناصر قصد جنایی (نجیب حسنی، 1393: 31)، دیدگاه مشهور این است که این قصد از دو عنصر علم و اراده تشکیل ‌شده است؛ علم یعنی آگاهی نسبت به موضوع توافق، یعنی هر یک از افراد دخیل در توافق از ماهیّت و حقیقت موضوع توافق و رفتار مجرمانه‌‌ای که برای انجام آن توافق صورت گرفته است آگاه باشد. بر این اساس، اگر یکی از طرفین اعتقاد داشته باشد که این رفتار قانونی و مشروع بوده است و با این اعتقاد اقدام به توافق کرده باشد، رفتار وی تبانی مجرمانه نخواهد بود. منظور از اراده این است که هر یک از طرف‌‌های توافق موضوع تبانیْ ارادة لازم برای الحاق به توافق و ارتکاب رفتار مجرمانه را داشته باشد. بر این اساس، اگر این اراده وجود نداشته باشد یا تحت تأثیر عواملی چون اکراه، مستی و ... معیوب باشد، تبانی نیز منتفی خواهد بود. برای نمونه، در فرضی که طرف تنها قصد اطّلاع از نیّت دیگران را داشته باشد یا در مقام مزاح و شوخی با دیگری با وی موافقت کرده باشد، ارادة لازم برای تحقّق تبانی وجود نخواهد داشت (بهنام، 1968: 782؛ مصطفی، 1974: 400؛ نجیب حسنی، 1989: 476؛ سمیعی زنوز، 1391: 177). از این رو، امکان تصوّر تحقّق تبانی بر جنایت‌های غیرعمدی یا تهیّة اسباب تسهیل ارتکاب جرایم مزبور وجود ندارد، چراکه ماهیّت و طبیعت جرم تبانی به نحوی است که مستلزم تحقّق قصد و عمد و تصمیم بر همراهی با دیگری در نیّت ارتکاب جرم است؛ این موضوع با خطاء که عنصر معنوی تشکیل‌دهندة جرایم غیرعمدی است در تعارض است (مصطفی، 1974: 395). به همین دلیل است که امکان تحقّق تبانی در جرایمی که نتیجة حاصله بیشتر و فراتر از نتیجه‌‌ای است که شخص مجرم قصد تحقّق آن را داشته است نیز متصوّر نیست. برای نمونه، درجایی که شخص با قصد تأدیب دیگری را بزند ولی منجر به فوت وی شود، تحقّق تبانی متصوّر نیست، چراکه قصد جنایی در این مورد به مرگ شخص تعلّق نگرفته بوده است. به تعبیر دیگر، اگر جرم مورد نظر تبانی‌‌کنندگان نیازمند «سوءنیّت خاص» باشد، این سوءنیّت باید در تبانی‌‌کنندگان احراز شود تا بتوان آنها را به تبانی برای ارتکاب آن جرم محکوم کرد (میرمحمّدصادقی، 1392: 249).

با وجود این‌، از آنجا که وقوع جرم در خارجْ شرط تحقّق تبانی نیست، این امکان وجود دارد که برای تبانی بر ارتکاب جرم محال نیز شخص را به تحمّل مجازات محکوم کرد، هرچند جرم موضوع تبانی واقع نشده و امکان وقوع آن نیز وجود نداشته است (شامی، 1949: 124). البته باید توجّه داشت که لازم نیست شخص تمامی همراهان خود در این توافق را بشناسد، بلکه ممکن است هویّت ایشان برای وی مخفی بماند و با وجود این تبانی محقّق شود (شامی، 1949: ۷۶)

4. مصادیق جرم تبانی

در خصوص جرم‌‌انگاری تبانی در نظام‌های مختلف رویکردهای متفاوتی وجود دارند. برخی تنها به جرم‌‌انگاری تبانی‌های خاص بسنده کرده‌اند. برخی نیز تبانی بر ارتکاب هر رفتار خلاف قانون را جرم تلقّی کرده‌اند. در مقابل، در قوانین برخی دیگر از کشورها جرمی به نام تبانی وجود ندارد ( بیومی فوده، 1436: 17). از آنجا که رویکرد نظام کیفری ایران و مصر در این خصوص متفاوت است، در دو بخش مصادیق این جرم بررسی می‌‌شوند.

4-1. مصادیق تبانی در حقوق کیفری مصر

قانونگذار مصر ابتدا در مادة 48 قانون مجازات، تبانی را به ‌عنوان یک جرم عام جرم‌‌انگاری کرده و سپس در بخش مقرّرات مربوط به جزای اختصاصی نیز تبانی را در مواردی جرم‌‌انگاری کرده است.

4-1-1. تبانی‌های عام

بر اساس قوانین و مقرّرات کیفری مصر، برای تحقّق تبانی عام لازم است که اشخاص درگیر در توافق برای انجام رفتاری مجرمانه حتماً بر ارتکاب یکی از رفتارهایی که جنحه یا جنایت باشد توافق کرده باشند.

الف- تبانی بر ارتکاب جنحه یا جنایت. از منظر قانونگذار مصر برای اینکه تبانی عام محقّق شود باید شخص با دیگری یا دیگران بر ارتکاب یکی از جرایمی که مصداق جنایت یا جنحه است توافق کرده باشد. امّا اگر تبانی بر ارتکاب رفتار خلافی صورت گرفته باشد و یا تبانی بر ارتکاب رفتاری مشروع و مباح صورت گرفته باشد، جرمی واقع نشده است (محمود، 1974: 395؛ شامی، 1949: 86؛ نجیب حسنی، 1989: 474؛ سلامه، 1990: 524). این نکته در مادة 611 قانون مجازات اسلامی رعایت نشده است و به ‌طور کلّی هر اقدامی را علیه اعراض یا نفوس یا اموال مردم با شرط تهیّة مقدّمات اجرایی و عدم موفّقیّت، جرم‌‌انگاری کرده است. همین مقدار کافی است که توافق انجام‌‌شده برای ارتکاب رفتاری باشد که از لحاظ قوانین ایران جرم محسوب می‌‌شود (میرمحمّدصادقی، 1392: 255). وانگهی، برای تحقّق تبانی لازم نیست که موضوع جنایت دقیقاً معیّن و مشخّص‌ شده باشد، بلکه ممکن است بر سرقت به عنف از شخصی نامعیّن تبانی شده باشد یا بر استعمال زور و عنف در برابر شخصی نامعیّن تبانی شده باشد که در این صورت هم جرم مزبور محقّق شده است. امّا هم در حقوق ایران (غلام جمشیدی، 1393: 46) و هم در حقوق مصر لازم است که طرفین نسبت به نوع جرم متّفقٌ‌علیه - که در حقوق مصر جنحه یا جنایت است - توافق و آگاهی داشته باشند. در حقوق مصر تبانی عام تنها در صورتی محقّق خواهد شد که موضوع آن جنایت یا جنحه باشد و تبانی بر ارتکاب خلاف جرم نیست (شامی، 1949: 109؛ محمود 1974: 396 ؛ نجیب حسنی، 1989: 474و475؛ فتحی سرور، 1991: 450).

ب- تبانی بر ارتکاب رفتارهای تسهیل‌کننده یا زمینه‌ساز ارتکاب جنحه یا جنایت. قانونگذار مصر به جرم‌‌انگاری تبانی بر انجام جنایت و جنحه بسنده نکرده است، بلکه تبانی بر انجام تمام رفتارهایی را که موجب تسهیل ارتکاب جنایت یا جنحه می‌‌شوند یا زمینة لازم برای ارتکاب آن را فراهم می‌‌کنند نیز جرم‌‌انگاری کرده است؛ در این خصوص بین فرضی که چنین رفتاری مانند حمل سلاح رفتاری نامشروع باشد و فرضی که رفتاری مانند جمع‌آوری اطّلاعات ذاتاً رفتاری مباح تلقّی شود تفاوتی نیست و تبانی بر ارتکاب آن جرم تلقّی شده است (نجیب حسنی، 1989: 475). حقیقت این است که احصاء رفتارهایی که زمینه‌ساز ارتکاب جنایت یا جنحه می‌‌شوند و یا ارتکاب آنها را تسهیل می‌‌کنند امری بسیار مشکل است و بیشتر به همین دلیل است که در آراء این رفتارها مورد حکم قرار نمی‌‌گیرند. از طرف دیگر، باید توجّه داشت که لازم نیست این رفتار بر کیفیّت جرم انجام‌شده اثر بگذارد، بلکه صرف اینکه بر رفتاری تبانی شده باشد که موجب اغوا و تحریک طرف برای انجام یک جنایت یا جنحه شود یا ابزار لازم را برای ارتکاب جرم توسّط دیگری فراهم کند، برای جرم دانستن چنین رفتاری کافی است (بهنام، 1968: 781؛ سلامه، 1990: 524؛ محمود، 1974: 396).

برای تحقّق جرم تبانی صرف توافق ارادة اشخاص بسنده می‌‌کند، حتّی اگر ارتکاب جنایت مربوط مشروط به تحقّق شرطی باشد و یا توافق مؤجّل باشد و زمان انجام رفتار مجرمانه دقیقاً معیّن نباشد (شامی، 1949: 83؛ بهنام، 1968: 782؛ نجیب حسنی، 1989: 475؛ سلامه، 1990: 524؛ فتحی سرور، 1996: 450). در صورت تحقّق توافق بر اغوا و ترغیب دیگری برای ارتکاب یکی از جنحه‌‌ها یا جنایات مقرّر در قانون تبانی واقع می‌‌شود، اگرچه اغوا و ترغیب در عمل انجام نشود (محمود، 1974: 397). باید توجّه داشت که عدم وقوع جنحه یا جنایت موضوع تبانی باعث ایجاد خلل در رکن مادی این جرم نخواهد شد، چراکه هدف قانونگذار از جرم‌‌انگاری تبانی این است که صرف این رفتار را سرزنش کند و مرتکبان را صرف‌‌نظر از وقوع موضوع توافق مجازات کند (فتحی سرور، 1991: 449).

پ- وجود وصف مجرمانه در موضوع تبانی. اگر موضوع تبانی به علّتی از علل قانونی وصف مجرمانة خود را از دست بدهد، تبانی نیز وصف مجرمانه را از دست می‌‌دهد و مجازات‌‌کردنی نخواهد بود (محمود، 1974: 397؛ شامی، 1949: 79). در حقوق ایران نیز هرچند در این مورد دو احتمال مطرح است، برخی نویسندگان با این استدلال که قانون جدید از جرم مورد نظر سلب وصف مجرمانه کرده است نه از تبانی، احتمال عدم قابلیّت مجازات را رد کرده‌‌اند (غلام جمشیدی، 1393: 48).

ت- بی‌اثر بودن انگیزه در تحقّق جرم تبانی. اگر وجود وصف مجرمانه در موضوع توافق محرز شود، دیگر انگیزة اشخاص توافق‌‌کنندهْ نقشی در مجرمانه بودن تبانی نخواهد داشت و حتّی اگر هدف ایشان مشروع نیز باشد، این رفتار مجرمانه است و مستوجب مجازات خواهد بود و تا هنگامی که هدف از آن ارتکاب جنحه یا جنایت باشد، گرچه با قصد اصلاح، مجرمانه باقی خواهد ماند، مانند اینکه شخص به ‌منظور وادار کردن همسر خود یا دوست خود به انجام رفتاری مشروع با دیگری برای ربودن وی تبانی کند؛ انگیزة مشروع وی باعث سلب عنوان مجرمانه از این توافق نخواهد شد (بهنام، 1968: 781؛ محمود، 1974: 395-396؛ نجیب حسنی، 1989: 476). با وجود اینکه بر اساس قواعد عام و اصول حاکم بر حقوق جزای عمومی، انگیزة انجام تبانی نمی‌‌تواند نقشی در مجازات و مجرمانه بودن آن داشته باشد، قانونگذار مصر به جهت اهمیّتی که بدین موضوع داده است در مادة ۱-۴۸ به ‌صراحت حکم این مسئله را بیان داشته و مقرّر داشته است: «در صورتی ‌که برای دستیابی به هدف از جنحه یا جنایتی استفاده شود، تبانی مجرمانه خواهد بود و از این نظر تفاوتی بین جایی که هدف نهایی مشروع و قانونی و یا غیرقانونی باشد وجود ندارد». بر اساس این ماده ضروری نیست که تبانی تنها وسیلة دستیابی به هدف یا مهم‌ترین وسیله برای آن باشد، بلکه همین مقدار که در دستیابی به هدف نقش داشته باشد کافی است.

ث- میزان مجازات. میزان مجازاتی که در قوانین جزایی مصر برای تبانی‌های عام در نظر گرفته ‌شده است در فروض مختلف زیر متفاوت است:

1. جایی که موضوع تبانی ارتکاب جنایتی باشد و یا جنایت مزبور در جهت دستیابی به هدف تبانی صورت گرفته باشد. قانونگذار مصر بین افرادی که ادارة گروه‌‌های مجرمانه را بر عهده دارند و دیگران را تحریک به پیوستن به آن می‌‌کنند و زمینة لازم برای تشکیل چنین گروهی را فراهم می‌‌آورند و افرادی عادی‌ که عضو چنین گروه‌‌هایی هستند تفکیک کرده است؛ قانونگذار گروه نخست را به انجام اعمال شاقّه و گروه دوّم را ‌به تحمّل زندان محکوم کرده است.[3]

2. جایی که موضوع تبانی ارتکاب جنحه‌‌ای باشد و یا ارتکاب جنحة مزبور در جهت دستیابی به هدف تبانی صورت گرفته باشد. در اینجا نیز قانونگذار همان تفاوت را مقرّر کرده است و دستة نخست را، یعنی اداره‌کنندگان گروه، به مجازات زندان و اعضای سادة گروه را به تحمّل حبس[4] محکوم کرده است.[5] علّت این تفاوت در میزان مجازات بین فرض (الف) و (ب) این است که در فرضی که موضوع تبانی جنایت است، خطر و درجة اهمیّت آن بیشتر از جنحه است و بر این اساس مجازات مرتکبان آن نیز بیشتر خواهد بود، امّا در جنحه درجة اهمیّت کمتر است و بدین جهت مجازات کمتری نیز خواهد داشت. نقش اداره‌کنندة گروه نیز بیشتر از سایر اعضاء است و مجازات وی نیز بیشتر از ایشان خواهد بود (نجیب حسنی، 1989: 478). این تفکیک بین انواع جرایمی که مدّنظر توافق‌‌کنندگان است در مادة 169 قانون مجازات عمومی سابق نیز مشاهده می‌‌شود.

3. اگر تبانی بر ارتکاب جنحه یا جنایتی باشد که مجازات آن از آنچه در دو فرض پیشین آمد کمتر است، قانونگذار به دنبال این است که مجازات تبانی بیش از مجازات ارتکاب رفتار موضوع تبانی نباشد. دلالت این گزاره این است که در چنین فرضی که مجازات ارتکاب جرم موضوع تبانی کمتر از مجازات تبانی بر ارتکاب آن است باید مجازاتی را که کمتر و مساعدتر به حال متّهم است اعمال کرد.[6] در خصوص این حکم دو نکته گفتنی است: نخست، حکم مزبور از پشتوانة منطقی محکمی برخوردار است، چراکه معقول نیست شخصی به ‌صرف تبانی بر انجام رفتاری و بدون ارتکاب آن، به مجازاتی بیش از مجازات کسی که آن رفتار را مرتکب شده است محکوم شود (نجیب حسنی، 1989: 478؛ بهنام، 1968: 784)؛ این نکته ایراد مجازات مذکور در مادة 610 قانون مجازات اسلامی ایران را آشکار می‌‌کند، زیرا مجازاتی که در مادة 499 و برخی دیگر از مواد مربوط به جرایم علیه امنیّت پیش‌بینی‌ شده است از سه ماه شروع می‌‌شود، در حالی ‌که حداقل مجازات تبانی بر یکی از این امور در مادة 610 دو سال حبس اعلام ‌شده است. دوّم، قانونگذار در اعمال حکم مزبور فرض را بر این گذاشته است که تبانی بر ارتکاب جرمی معیّن بوده است، امّا اگر تبانی بر ارتکاب جرایمی متعدّد باشد، دیگر پشتوانة منطقی مزبور از بین خواهد رفت و این حکم در حقّ مجرم جاری نخواهد شد (سلامه، 1990: 479؛ نجیب حسنی، محمود، 1974: 479).

4-1-2. تبانی‌های خاص

در این بخش مصادیق تبانی‌‌های خاص در مقرّرات جزایی مصر بررسی می‌‌شوند.

الف- جرایم مرتبط با امنیّت کشور. قانونگذار مصر در قانون مجازات این کشور هر دو نوع تبانی علیه امنیّت داخلی و امنیّت خارجی را جرم‌‌انگاری کرده است. بر این اساس، تبانی خاص در این کشور با ارتکاب یکی از رفتارهایی که در مواد 77، 78، 87، 89، 90، 91، 92 و 94 مقرّر شده است تحقّق خواهد یافت. برای نمونه، به برخی از موارد اشاره می‌شود:

  • · جرایم مخلّ تمامیّت ارضی، استقلال و وحدت کشور (مادة 77)؛
  • · درخواست، مطالبه، گرفتن یا تحصیل هر نوع مال و وجه نقد و یا امتیاز یا وعدة هر یک از موارد مزبور، برای خود یا خویشاوندان از دول بیگانه یا افرادی که حافظ منافع آنها هستند، در قبال انجام رفتارهای منافی و در تعارض با مصالح قومی و ملّی کشور مصر و یا واسطه‌‌گری در رفتارهای مزبور (مادة 78)؛
  • · تسلیم اسرار دفاعی یا افشای آن به هر نحو ممکن برای دشمن یا افرادی که در جهت منافع دشمن فعّالیّت می‌‌کنند (مادة 80)؛
  • · تلاش برای براندازی نظام حاکم (مادة 87)؛
  • · ایجاد گروه به ‌منظور حملة مسلّحانه به مردم و یا اقدام مسلّحانه در برابر حکومت قانونی (مادة 89)؛
  • · تخریب عمدی اموال عمومی یا اموال دارای منافع عمومی (مادة 90)؛
  • · بر عهده گرفتن سرکردگی و فرماندهی گروه یا کشتی یا هواپیمای نظامی یا فرقه یا دسته‌‌ای از نیروهای نظامی و یا گردانی از نیروهای ارتش بدون دریافت حکم از مقامات ذی‌‌صلاح و با نیّت و قصد مجرمانه (مادة 91)؛
  • · درخواست کسی که قانوناً حقّ دستور دادن به نیروهای نظامی و انتظامی و پلیس را دارد مبنی بر تعطیلی فعّالیّت‌‌های قانونی این گروه‌‌ها و عدم اجرای دستورات حکومتی با نیّت سوء و مجرمانه (مادة 92).

بر اساس قانون مجازات اسلامی بسیاری از موارد فوق می‌‌توانند داخل در عنوان محاربه قرار گیرند. بنابراین، تبانی در مورد محاربه صادق است، امّا همانطور که برخی حقوقدانان هم گفته‌‌اند از قضیة مسجد ضرار در صدر اسلام محاربه نبودن خود جرم تبانی استنباط می‌‌شود (حبیب‌‌زاده، 1389: 140).

ب- توسّل به یکی از جرایم مرتبط با امنیّت کشور برای تحقّق هدف تبانی. ممکن است در مواردی موضوع جرم تبانی ارتکاب یکی از جرایم پیش‌‌گفته نباشد، بلکه جرایم مزبور به ‌عنوان وسیله‌‌ای برای نیل به هدفی که در ورای تبانی و اتّفاق اراده‌‌های مجرمان دنبال می‌‌شود انجام گرفته باشند. باید توجّه داشت تا هنگامی که این جرایم وسیله‌‌ای برای دستیابی به اهداف تبانی‌‌کنندگان باشند، مشروعیّت هدف نهایی و غایی ایشان از تبانی اثری در مجرم شناخته شدن ایشان نخواهد داشت (شامی، 1949: 258؛ بهنام، بی‌‌تا: 230و231).

پ- لزوم وجود وصف مجرمانه در موضوع تبانی خاص. گفته شد تبانی خاص تنها در صورتی محقّق می‌شود که موضوع آن ‌یکی از جرایم مقرّر در قانون مجازات باشد و یا جرایم مزبور وسیله‌‌ای برای دستیابی به اهداف تبانی باشند. بر این اساس، اگر موضوع تبانی یکی از این جرایم نباشد یا این جرایم وسیله‌‌ای برای دستیابی به هدف تبانی نباشند، دیگر تبانی خاص محقّق نخواهد شد و در این صورت به‌ طریق ‌اولی در جایی که موضوع تبانی از ابتدا امری مباح بوده است یا اینکه سپس به سببی از اسباب قانونی جرم‌زدایی شده و رفتاری مباح شده است، تبانی خاص محقّق نخواهد شد. افزون بر این، همانطور که در قانون مجازات مصر آمده است، موضوع تبانی خاص باید یکی از جرایم مقرّر باشد، نه اغوا یا ترغیب دیگری و یا زمینه‌سازی برای ارتکاب آن ( شامی، 1949: 259). البته لازم نیست که تبانی بر ارتکاب جرایم مقرّر به طور کامل مشخّص و با تمامی جزئیّات باشد، بلکه علم اجمالی و امکان تعیین مفهوم هر یک از جرایم نیز برای تحقّق تبانی خاص کافی به نظر می‌رسد (فتحی سرور، 1991: 103؛ حسینی، 2007: 280).

ت- میزان مجازات. مجازات جرم تبانی خاص با توجّه به موضوع آن متفاوت است و در فروض مختلف مجازات‌‌هایی مختلف در نظر گرفته ‌شده‌‌اند:

1. تبانی بر ارتکاب یکی از جرایم مرتبط با امنیّت خارجی کشور و یا وسیله قرار دادن جرایم مزبور برای دستیابی به هدف تبانی؛ در این فرض قانونگذار بین مجازات دو گروه به شرح زیر تفکیک کرده است: الف- افرادی که دیگران را برای ارتکاب تبانی ترغیب کرده‌‌اند و اشخاصی که اقدام مزبور را اداره می‌‌کنند؛ برای ایشان در قوانین جزایی مصر مجازات اعدام یا حبس ابد با اعمال شاقّه تعیین ‌شده است. ب- افراد عادی عضو گروه‌‌های مزبور که قانونگذار مصر برای ایشان مجازات حبس ابد به همراه اعمال شاقّه و یا حبس موقّت به همراه اعمال شاقّه را تعیین کرده است.

2. مجازات تبانی بر ارتکاب یکی از جرایم مرتبط با امنیّت داخلی کشور و یا وسیله قرار دادن جرایم مزبور برای دستیابی به هدف تبانی؛ در این فرض نیز قانونگذار بین دو گروه مزبور تفکیک کرده است و دستة نخست را به حبس ابد به همراه اعمال شاقّه و دستة دوّم را به حبس ابد به همراه اعمال شاقّة موقّت و یا حبس موقّت محکوم کرده است.

 علّت اختلاف در میزان مجازات در دو فرض جرایم مرتبط با امنیّت داخلی و خارجی و سردستگی گروه و اعضای عادی نیز اهمیّت جرایم مرتبط با امنیّت خارجی کشور و نقش مهمّ سردسته در گروه است (حسینی، 2007: 282).

3. تبانی بر ارتکاب یک جرم معیّن در صورتی ‌که مجازات مقرّرشده در قانون برای ارتکاب جرم مزبور کمتر از مجازات مقرّر برای تبانی بر آن جرم در دو فرض پیشین باشد؛ همانطور که پیش‌‌تر گفته شد، در این فرض قانونگذار مصر مقرّر داشته است که مجرم به مجازات هر یک از تبانی یا ارتکاب جرم موضوع تبانی که کمتر باشد محکوم خواهد شد. این فرض از منطقی قوی برخوردار است و مختصّ مواردی است که یک جرم معیّن موضوع تبانی باشد.

4-2. مصادیق جرم تبانی در حقوق ایران

قانون مجازات اسلامی ایران در 4 ماده به جرم تبانی اشاره‌ کرده است: در مادة 610 تبانی برای ارتکاب جرایم علیه امنیّت داخلی و خارجی کشور؛ در مادة 611 تبانی برای ارتکاب جرایم علیه اموال، اعراض و نفوس مردم؛ در مادة 549 تبانی مراقب برای فرار زندانی؛ و در مادة 672 تبانی مدیر تصفیه با تاجر و طلبکاران ورشکسته. افزون بر این، در برخی از قوانین خاص نیز تبانی جرم‌‌انگاری شده است.

الف- تبانی برای ارتکاب جرایم علیه امنیّت داخلی و خارجی کشور.مادة ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی مقرّر می‌کند: «هرگاه دو نفر یا بیشتر اجتماع و تبانی نمایند که جرایمی بر ضدّ امنیّت داخلی یا خارج کشور مرتکب شوند یا وسایل ارتکاب آن را فراهم نمایند، در صورتی ‌که عنوان محارب بر آنان صادق نباشد به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهند شد». امنیّت یکی از نیازهای اوّلیّة بشری برای تداوم حیات اجتماعی است (پازارگاد، 1365: 668؛ حسن بیگی، 1384: 90) که ائمه (ع) نیز اهمیّت زیادی به آن داده‌اند (جزائری، بی‌تا: 177). از نظر اصطلاحی و دکترین حقوقی جرایم علیه امنیّت به دو بخش خارجی و داخلی تقسیم‌ شده‌‌اند (پیمانی، 1374: 5). باید توجّه داشت همانطور که در متن مادة 610 قانون مجازات اسلامی بیان ‌شده است، جرایم مخلّ امنیّت در قوانین کیفری ایران گاه مصداق محاربه و افساد فی‌الارض محسوب شده‌‌اند و مستلزم حدّ شرعی مقرّر هستند. امّا اگر چنین جرمی مصداق حدود الهی نباشد، مرتکبْ تعزیر خواهد شد. وانگهی، منظور از جرایم ضدّ امنیّت داخلی و خارجی موارد پیش‌‌رو است: محاربه (مادة 279)؛ قیام مسلّحانه در برابر اساس نظام جمهوری اسلامی ایران (مادة 287)؛ تشکیل یا ادارة دسته‌های غیرقانونی با هدف بر هم زدن امنیّت کشور (مادة 498)؛ فعّالیّت تبلیغی علیه نظام (مادة 500)؛ تسلیم نقشه‌ها و اسرار مربوط به سیاست داخلی و خارجی (مادة 501)؛ جاسوسی به نفع یک کشور بیگانه و به ضرر کشور بیگانة دیگر در ایران (مادة 502)؛ داخل شدن به مواضع سیاسی و امنیّتی و نظامی به ‌قصد کسب اطّلاع (مادة 503)؛ تحریک نیروهای رزمنده خودی به فرار و تسلیم (مادة 504)؛ جمع‌آوری اطّلاعات طبقه‌بندی‌شده به ‌منظور در اختیار غیر قرار دادن (مادة 505)؛ تخلیّة اطّلاعاتی توسّط دشمن بر اثر بی‌مبالاتی (مادة 506)؛ همکاری با دول متخاصم خارجی علیه جمهوری اسلامی ایران (مادة 508)؛ اخفاء یا شناسایی، جذب و معرّفی جاسوسان دشمن (مادة 510)؛ تهدید به بمب‌گذاری (مادة 511)؛ و اغوا و تحریک مردم به جنگ و کشتار یکدیگر (مادة 512). از این رو،با توجّه به نصّ صریح مادة 610 قانون مجازات اسلامی در این باره که مرتکبان باید بر ارتکاب جرایم علیه امنیّت داخلی و خارجی توافق کنند، با عنایت به مادة 2 همان قانون که تنها هر فعل یا ترک فعلی را که در قانون برای آن مجازات تعیین ‌شده باشد جرم محسوب کرده است و در نهایت نظر به اختصاص فصل اوّل از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی به جرایم علیه امنیّت داخلی و خارجی (مواد 498 الی 512 )، بدون شک می‌توان گفت موضوع جرم تبانی جرایم مصرّح پیش‌‌گفته است.

منظور قانونگذار از عبارت «وسایل ارتکاب آن را فراهم نماید» در ماده مذکور این است که افزون بر تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیّت، تهیّة وسایل ارتکاب این جرایم را نیز جرم‌‌انگاری و مجازات کند (حبیب‌‌زاده، 1389: 143). مجازات مرتکب جرم تبانی علیه امنیّت خارجی و داخلی کشور، اگر مصداق محاربه شناخته شود، همان مجازات محارب خواهد بود.

ب- تبانی برای ارتکاب جرایم علیه اموال، اعراض و نفوس مردم.مادة 611 قانون مجازات اسلامی مقرّر می‌کند: «هرگاه دو نفر یا بیشتر اجتماع و تبانی بنمایند که علیه اعراض یا نفوس یا اموال مردم اقدام نمایند و مقدّمات اجرایی را هم تدارک دیده باشند ولی بدون ارادة خود موفّق به اقدام نشوند حسب مراتب به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم خواهند شد». بر این اساس، برای تحقّق این جرم صرف قصد مجرمانه کافی نیست، بلکه لازم است افزون بر توافق مجرمانه بین چند نفر، مقدّمات اجرایی هم تدارک دیده شوند. قانونگذار در این مقام حسب اقتضای مصالح اجتماعی و ضرورت حفظ منافع عمومی از مخاطرات شدید ناشی از این ‌گونه تبانی، عملیّات مقدّماتی را اختصاصاً جرم محسوب کرده و مستلزم مجازات دانسته است؛ این امر استثنائی بر مادة 123 قانون مجازات اسلامی است. با توجّه به عبارت «تدارک دیده باشند»، لازم است افرادی که تبانی کرده‌‌اند همگی به ‌نوعی در تدارک مقدّمات اجرایی شرکت داشته باشند. در واقع، اگر دو نفر تبانی کنند که مرتکب کلاهبرداری شوند، امّا یک نفر در تهیّة مقدّمات مشارکت نداشته باشد، مشمول مادة 611 نخواهد بود. تفسیر مضیّق و به نفع متّهم نیز همین امر را ایجاب می‌‌کند. اگرچه ظاهر ماده نشانگر تسرّی «اقدام» به اعمال غیرمجرمانه است، باید گفت منظور قانونگذار این نیست:

«زیرا بسا اعمالی که ممکن است توسّط چند نفر علیه اموال و اعراض و نفوس مردم صورت پذیرد که اصلاً ممنوع و جرم نبوده و یا از مصادیق شبه جرم باشند و منحصراً موجب مسئولیّت مدنی مرتکبین گردند و فاقد جنبة کیفری باشند. با این توصیف موجّه و معقول نیست که ارتکاب عملی واجد خصیصة مجرمانه نبوده امّا اجتماع و تبانی برای انجام آن دارای چنین خصیصه و وصفی باشد» (سالاری، 1387: 279).

اجتماع و تبانی علیه اعراض و اموال مردم وقتی ‌تعقیب‌‌پذیر است که مرتکبان بدون ارادة خود موفّق به اقدام نشوند. به‌ عبارتی ‌دیگر، انصراف باید غیرارادی باشد. بر اساس نصّ صریح مادة 611 موضوع جرم عبارت است از اعراض یا نفوس یا اموال مردم. از این رو، با وجود اینکه هر یک از موارد مصرّح دارای مصادیقی متعدّد و متنوّع است، چنانچه موضوع تبانی از این مصادیق خارج باشد، برای نمونه تبانی به ‌منظور ارتکاب عملی حرام در ملأ عام نظیر تظاهر به‌ روزه‌خواری در ماه رمضان صورت پذیرد، این امر مشمول حکم مادة مزبور نخواهد بود. وانگهی، برخی از حقوقدانان با در نظر گرفتن نصّ ماده معتقدند مادة 611 قانون مجازات اسلامی تنها ناظر به تبانی علیه اموال اشخاص حقیقی است (زراعت، 1382: 279). در مقابل، برخی نیز چنین دیدگاهی دارند:

«با توجّه به فلسفة حکم این ماده و مستفاد از تنقیح مناط و وحدت ملاک آن، مقتضی تفسیر منطقی دایرة قصد مقنّن به تسرّی حکم نسبت به موارد و مصادیق مذکور است و خروج آنها از شمول حکم مفهومی است که مورد نظر وی نبوده است؛ به‌ خصوص که اموال عمومی و موقوفه و به ‌ویژه وقف عام از حیث معنا و مفهوم عرفی و موازین حقوقی در حکم اموال متعلّق به مردم محسوب می‌‌شوند، چنانکه اموال دولتی نهایتاً متعلّق به بیت‌المال مسلمین [هستند] و بدین اعتبار در حکم اموال مردم هستند» (سالاری، 1387: 280).

پ- تبانی و مواضعه برای فرار زندانی.مادة 549 قانون مجازات اسلامی چنین مقرّر می‌‌کند: «هر کس مأمور حفظ یا مراقبت یا ملازمت زندانی یا توقیف‌شده‌ای باشد و مساعدت در فرار نماید یا راه فرار او را تسهیل کند یا برای فرار وی تبانی و مواضعه نماید (...)». به عقیدة برخی تحقّق نتیجه، یعنی فرار زندانی، از شرایط تحقّق تبانی و مواضعه نیست (زراعت، 1382: 245). امّا از دید برخی دیگر مادة مذکور به خصوص در بندهای (ب) و (ج) دلالت بر این دارد که زندانی یا متّهم باید موفّق به ‌فرار شده باشد. بنابراین، اگر زندانی موفّق به فرار نشود، جرمی واقع نشده است. قیود «عامل فرار موظّف به تحویل دادن وی می‌باشد» و «فرار کرده» مذکور در بندهای (ب) و (ج) مؤیّد این مطلب است. از این رو، از دید ایشان تبانی در این ماده به معنای جرم‌‌انگاری اندیشة مجرمانه و یا عملیّات مقدّماتی نیست، بلکه به معنای جرم‌‌انگاری یک جرم تام است (شکری، 1386: 484-485).

ت- تبانی مدیر تصفیه با طلبکاران و تاجر ورشکسته.مادة 672 قانون مجازات اسلامی چنین مقرّر می‌‌کند: «هرگاه مدیر تصفیه در امر رسیدگی به ورشکستگی بین طلبکاران و تاجر ورشکسته مستقیماً یا مع‌‌الواسطه از طریق عقد قرارداد یا به طریق دیگر تبانی نماید به شش ماه تا سه سال حبس و یا به جزای نقدی از سه تا هجده میلیون ریال محکوم می‌گردد». نکتة درخور توجّه اینکه فقط مدیر تصفیه در صورت تبانی مجازات می‌‌شود و افرادی را که با وی تبانی کرده‌اند نمی‌توان مشمول این ماده دانست. همچنین، این جرم مطلق است و نتیجه در آن تأثیری ندارد. از این رو، قانونگذار اقدام به جرم‌‌انگاری اندیشة مجرمانه و یا عملیّات مقدّماتی کرده است.

ث- جرم‌‌انگاری تبانی در سایر قوانین.افزون بر موارد پیش‌‌گفته، در برخی قوانین خاص نیز تبانی جرم‌‌انگاری شده است. برای نمونه، می‌توان بدین مقرّرات اشاره کرد: مادة 4 قانون مجازات اخلالگران در صنایع مصوّب 1353؛ مادة 14 و 15 راجع به مجازات اخلالگران در صنایع نفت ایران مصوّب 1336؛ قانون مجازات افرادی که برای بردن مال غیر تبانی می‌کنند مصوّب 1307؛ قانون مجازات تبانی در معاملات دولتی مصوّب 1348؛ مواد۲۱، ۳۳، ۴۳، ۷۴ و ۱۰۰ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلّح مصوّب 1382؛ و مواد 28 و 108 قانون ثبت ‌اسناد و املاک مصوّب 1310.

5. عفو و بخشش

نظام‌‌های حقوقی که تبانی را جرم‌‌انگاری کرده‌‌اند مقرّراتی خاص را نیز برای بخشش مرتکبان در نظر گرفته‌‌اند. تمام این نظام‌‌های حقوقی امکان عفو و بخشش مجازات مرتکب تبانی را به اعلام وقوع آن به مراجع ذی‌‌صلاح مرتبط کرده‌‌اند. علّت تشریع چنین حکمی در قوانین جزایی تشویق و ترغیب مرتکبان به تسلیم خود پیش از ارتکاب رفتار مجرمانة موضوع تبانی و پیشگیری از وقوع جرم با بخشش ایشان است؛ این رویکرد می‌‌تواند سیاستی کارآمد در پیشگیری از جرم ‌‌باشد (محمود، 1974: 482).

برخلاف قوانین ایران که عفو مرتکبان تبانی را به ‌صورت جداگانه پیش‌‌بینی نکرده‌‌اند، بند 5 مادة 48 قانون مجازات مصر در این خصوص مقرّر می‌‌کند: «تمام مجازات‌‌های مقرّر در این ماده بخشیده می‌‌شوند، چنانچه شخص پیش از انجام هرگونه جنایت یا جنحه‌‌ای و پیش از بازرسی و تحقیق مسئولین حکومتی در خصوص موضوع، اقدام به اعلام وجود تبانی و معرّفی افراد دخیل در ارتکاب آن به مراجع ذی‌صلاح کند. پس از عملیّات تحقیق و بازرسی در صورتی اعلام مزبور موجب عفو مجرم خواهد شد که منجر به دستگیری گروه تبانی‌‌کننده شود». از این رو، در دو فرض قانونگذار مصر مرتکبان جرم تبانی را عفو می‌‌کند: الف- شخص پیش از شروع به تحقیق و بازرسی توسّط مراجع ذی‌‌صلاح، اقدام به اعلام وجود تبانی و معرّفی اشخاص دخیل در آن کند؛ در این صورت، صرف صادقانه و واقعی بودن اخبار و اعلام، برای برخورداری از عفو کافی است و نیازی به دستگیری مرتکبان نیست (نجیب حسنی، 1989، 482). ب- شخص پس از شروع عملیّات تحقیق توسّط مراجع ذی‌صلاح، اقدام به اعلام وجود تبانی و معرّفی اشخاص دخیل در آن کند؛ در این فرض شخص در صورتی مشمول عفو خواهد شد که اخبار وی منجر به دستگیری مجرمان شود. در هریک از این دو فرض شرط برخورداری از عفو این است که جرم موضوع تبانی تحقّق ‌نیافته باشد، چنانکه در صورت تحقّق جرم، دیگر اعلام آن به مراجع قانونی سبب عفو اطّلاع‌‌دهنده نخواهد شد. منظور از عملیّات تحقیق و بازرسی هرگونه عملیّات تحقیقی و بازرسی‌‌ است که توسّط هر یک از مراجع صالح اعم از قضایی و انتظامی صورت گرفته باشد، نه صرف اقدامات قضایی (شامی، 1949: 225).

در تبانی‌های خاص، قانونگذار مصر امکان عفو مجرمان را به فرضی که تبانی بر ارتکاب جرم علیه امنیّت خارجی کشور باشد یا جرایم مرتبط با امنیّت خارجی کشور وسیله‌‌ای برای دستیابی به هدف تبانی باشند منحصر کرده است. این در حالی است که این جرایم از جرایم مرتبط با امنیّت داخلی کشور خطرناک‌‌تر و مهم‌تر هستند. شاید دلیل این موضوع این باشد که مرتکبان تبانی پیش از عملی کردن تبانی خود از ارتکاب جرم صرف‌‌نظر کنند. بر این اساس، همانطور که قانونگذار مصر مقرّر داشته است، باید بین سه فرض تفکیک کرد:

الف- اعلام وقوع تبانی پیش از ارتکاب رفتار موضوع آن و پیش از شروع تحقیق توسّط مراجع ذ‌‌ی‌‌صلاح؛ در این فرض دادگاه مکلّف به صدور حکم عفو است و کافی است که شخص هر آنچه را که اطّلاع دارد صادقانه و بدون مکر و حیله در اختیار مراجع قانونی قرار دهد (اسماعیل، 1972: 295؛ بهنام، بی‌تا: 110)؛

ب- اعلام وقوع تبانی پس از ارتکاب رفتار موضوع آن و پیش از شروع تحقیق توسّط مراجع ذی‌صلاح؛ در این فرض عفو مجرم منحصر به فرضی است که جرم موضوع تبانی مربوط به جرایم مرتبط با امنیّت خارجی باشد. در این فرض بخشش متّهم الزامی نیست و اختیار عفو با دادگاه است. دادرس می‌‌تواند با توجّه به اوضاع‌ و احوال، وی را عفو کند و یا از عفو وی صرف‌نظر کند (اسماعیل، 1972: 300).

پ- اعلام وقوع تبانی پس از ارتکاب رفتار موضوع آن و پس از شروع تحقیق توسّط مراجع ذی‌‌صلاح؛ در این فرض عفو مجرم منحصر به‌ فرضی است که جرم موضوع تبانی مربوط به جرایم مرتبط با امنیّت خارجی کشور باشد. در این صورت افزون بر اینکه عفو متّهم اختیاری است، اعمال آن از سوی دادرس مشروط به این است که اعلام مزبور منجر به دستگیری مرتکبان جرم موضوع تبانی یا جرایم مشابه شود (حسینی، 2007، 25).

 همانطور که بیان شد در حقوق جزای ایران مقرّره‌‌ای خاص در خصوص عفو و بخشش مرتکبان تبانی به چشم نمی‌خورد و از این جهت با کاستی مواجه است. با وجود این، بر اساس مادة 37 قانون مجازات اسلامی همکاری مؤثّر «متّهم» می‌‌تواند یکی از جهات تخفیف باشد. افزون بر این، براساس مادة 4 قانون مجازات اخلالگران در صنایع مصوّب 1353 «هریک از محرّکین و سردسته‌ها و اعضاء این قبیل دسته‌ها که قبل از وقوع جرم جریان توطئه را به مقامات مربوط اطّلاع دهد از تعقیب معاف می‌شود». این نکتة بسیار مهمّی است که مواد قانون مجازات اسلامی از آن غافل مانده‌اند. همچنین، در مادة 15 قانون راجع به مجازات اخلالگران در صنایع نفت ایران مصوّب 1336 معافیّت از مجازات در صورت اعلام پیش از وقوع جرم به مقامات صالح پیش‌بینی‌ شده است. این در حالی‌ که است که پیش‌بینی امکان ترک تعقیب و بخشش مرتکب تبانی می‌تواند زمینة لازم را برای همکاری وی با مقامات صالح در جهت پیشگیری از ارتکاب جرایم مزبور فراهم کند.

نتیجه

نخست اینکه مجازات تبانی مجازات قصد مجرمانة صرف نیست، بلکه تبانی نیز یک جرم تام به شمار می‌‌آید. دوّم اینکه مجازاتی که برای جرم تبانی عام در حقوق مصر تعیین ‌شده است با مجازات جرمی که بر ارتکاب آن تبانی شده است متناسب است. امّا در مادة 611 قانون مجازات اسلامی قانونگذار مجازات حبس از شش ماه تا سه سال را مقرّر کرده است که ممکن است در مواردی برای جرایم سبک منتهی به مجازاتی شدیدتر و برای جرایم سنگین منتهی به مجازاتی خفیف‌‌تر شود. سوّم اینکه برخلاف قانونگذار مصر، قانونگذار ایران نسبت به عفو مرتکبان تبانی بی‌‌توجّه بوده است، حال آنکه این امکان می‌‌تواند ایشان را به بازگشت و اعلام وقوع تبانی به مراجع ذی‌صلاح تشویق و ترغیب کند و باعث تأمین بهتر امنیّت شود؛ این موضوع یکی دیگر از نکات مثبت است که در قوانین مصر به آن پرداخته ‌شده است و در حقوق ایران نیز قانونگذار باید در اصلاحات بعدی قانون مجازات اسلامی، حکمی را در این خصوص پیش‌‌بینی کند. پنجم اینکه در حقوق ایران قانونگذار امکان محاربه بودن تبانی را پذیرفته است، امّا از آنجایی‌که محاربه تعریف خاصّ خود را دارد، یا باید تنها این نوع تبانی در حکم محاربه دانسته شود یا اقدام قانونگذار در این مورد مبتنی بر تسامح معرّفی شود.

 

 



* دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، مشهد، ایران (نویسنده مسئول):

ali.razavi@razavi.ac.ir

** استادیار فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه بیرجند، ایران.

*** استادیار جزا و جرم‌شناسی دانشگاه علوم اسلامی رضوی مشهد،  ایران.

 

[1]. رأی صادره از دیوان عالی کشور مصر به تاریخ 10/05/1965، مجموعه آرای دیوان عالی کشور مصر، سال 16، شمارة 88، 41.

[2]. مجموعه احکام دیوان عالی کشور مصر، سال نوزدهم، شمارة 58، 311، رأی مورّخ 4/3/1968.

[3]. بند دو و سه مادة 48 قانون مجازات مصر.

[4]. باید توجّه داشت که با وجود اینکه دو مجازات حبس و زندان از منظر سالب آزادی بودن مشترک هستند و در حقوق ایران تفاوتی برای این دو در نظر نگرفته‌‌اند، در قوانین جزایی مصر و برخی دیگر از کشورهای عربی، دو مجازات حبس و زندان با یکدیگر متفاوت هستند؛ بر اساس مادة 18 قانون مجازات مصر حبس به مجازاتی گفته می‌شود که مدّت آن از 24 ساعت تا حداکثر سه سال باشد (جز در موارد استثنائی مصرّح در قوانین که تا 5 سال نیز مقرّر شده است)، در مقابل حسب مقرّرة مادة 16 قانون مجازات این کشور، مجازات سجن یا زندان به مجازاتی گفته می‌‌شود که مدّت آن از سه تا 15 سال و در موارد مصرّح حبس ابد باشد.

[5]. بند دو و سه مادة 48 قانون مجازات مصر.

[6]. بند 4 مادة 48 قانون مجازات مصر.

منابع
الف. فارسی
- الهام، غلامحسین، سمیعی، حسین. (1392). «جرم تبانی علیه اموال، اعراض و نفوس مردم»، فصلنامه دیدگاه‌های حقوق قضایی، شمارة 64.
- پازارگاد، بهاءالدین. (1365). تاریخ فلسفه سیاسی، جلد سوّم، چاپ چهارم، تهران، شرکت سهامی انتشار.
- پیمانی، ضیاءالدین. (1377). جرایم علیه امنیّت و آسایش عمومی، چاپ سوّم، تهران، انتشارات میزان.
- حبیب‌‌زاده، محمّدجعفر، مؤمنی، مهدی. (1389). «جرم تبانی علیه امنیّت کشور در حقوق ایران»، پژوهش‌‌های حقوق تطبیقی، دورة 14، شمارة 2.
- حسن بیگی، ابراهیم. (1384). حقوق و امنیّت در فضای سایبر، چاپ دوّم، تهران، انتشارات ابرار معاصر.
- زراعت، عباس. (1382). شرح قانون مجازات اسلامی، بخش تعزیرات، چاپ دوّم، تهران، انتشارات ققنوس.
- سالاری، مهدی. (1387). جرایم علیه امنیّت کشور، چاپ اوّل، تهران، انتشارات میزان.
- سعیدی‌‌پور، علی. (۱۳۶۴). فرهنگ رازی، چاپ دوّم، تهران، انتشارات فخر رازی.
- سماواتی پیروز، امیر. (۱۳۸۵). «نگرشی به جرم تبانی در حقوق جزای آمریکا»، مجله اصلاح و تربیت، شمارة 56.
- سمیعی زنوز، حسین. (1391). تبانی در حقوق کیفری ایران و انگلستان، چاپ اوّل، تهران، انتشارات دادگستر.
- شاهرودى، سید محمود هاشمى. (1426 ه‍ ق). فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، جلد 2، قم، مؤسّسة دائره المعارف فقه اسلامى بر مذهب اهل بیت علیهم السلام.
- شکری، رضا، سیروس، قادر. (1386). قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی، چاپ سوّم، تهران، نشر مهاجر.
- عمید، حسن. (۱۳۴۲). فرهنگ عمید، چاپ اوّل، تهران، انتشارات امیرکبیر.
- عوده، عبدالقادر. (1389). التشریع الجنایی الاسلامی مقارنا بالقانون الوضعی، ترجمة دکتر حسن فرهودی نیا، جلد سوّم، چاپ اوّل، تهران، انتشارات پویه.
- غلام جمشیدی، محمد صادق و همکاران.(1393). «بررسی حقوق جرم تبانی در نظام حقوق کیفری ایران»، فصلنامه دانش انتظامی، شماره 62.
- گاستون، استفانی و همکاران. (1382). حقوق جزای عمومی، مترجم حسن دادبان، چاپ دوّم، تهران، انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی.
- گلدوزیان، ایرج. (1378). حقوق جزای اختصاصی، تهران، انتشارات جهاد دانشگاهی.
- ......................... (1384). بایسته‌های حقوق جزای عمومی، چاپ دوازدهم، تهران، نشر میزان.
- میرمحمّدصادقی، حسین. (1392) جرایم علیه امنیّت و آسایش عمومی، چاپ بیست و چهارم، تهران، بنیاد حقوقی میزان.
- نجفی ابرندآبادی، علی‌‌حسین، حبیب‌‌زاده، محمّدجعفر و بابایی، محمّدعلی. (1383). «جرایم مانع (جرائم بازدارنده)»، فصلنامه مدرس، شمارة 37.
- نجیب حسنی، محمود. (1393). النظریه العامه للقصد الجنائی، ترجمة سید علی عباس نیای زارع، چاپ اوّل، تهران، بنیاد حقوقی میزان.
- نقدی نژاد، مجتبی. (1389). مطالعة تطبیقی شروع به جرم در حقوق کیفری ایران و انگلستان، پایان‌نامة کارشناسی ارشد، تهران، دانشگاه علامه طباطبایی.
ب. عربی
- اسماعیل، محمود ابراهیم. (1972). الجرائم المضره بامن الدوله من جهه الخارج فی قانون العقوبات المصری و تشریع المقارن، الطبعه الاولی، قاهره، بدون ناشر.
- بهنام، رمسیس. (1968). النظریه العامه للقانون الجنائی، اسکندریه، منشورات منشاه المعارف.
- ...................... (بی‌تا). قانون العقوبات (قسم الخاص)، اسکندریه، منشورات منشاه المعارف.
- بیومی فوده، سید محمد. (1436). تجریم الاتفاق الجنائی بین المبادی الدستوریه و الاعتبارات العملیه دراسه مقارنه، طبعه اولی، قاهره، مرکز الدراسات العربیه.
- جبور، محمد عوده. (2010). الجرائم الواقعه علی امن الدوله و جرائم الارهاب، الطبعة الثانیة، اردن، دار الثقافة لمنشر و التوزیع.
- جزائرى، عبد اللّه بن نور الدین. (بی‌تا). التحفة السنیة فی شرح النخبة المحسنیة، چاپ اوّل، تهران، بی‌‌نا.
- حسینی، حنان محمد. (2007). التشکیلات العصابیه فی جرائم امن الدوله، رساله الدکتوراه فی فرع الحقوق، جامعه القاهره.
- حومد، عبدالوهاب. (1972). شرح قانون الجزاء الکویتی، القسم العام، طبعه اولی، الکویت، بدون ناشر.
- سعید، مصطفی سعید. (1962). الاحکام العامه فی القانون العقوبات، الطبعه الرابعه، قاهره، دار المعارف.
- سلامه، مامون محمد. (1990). قانون العقوبات قسم العام، الطبعه الثالثه، قاهره، دارالفکر العربی.
- شامی، علی حسن. (1949). الاتفاق الجنائی فی قانون العقوبات المصری المقارن، رساله دکتوراه فی جامعه الازهر، قاهره، بی‌‌نا.
- فتحی سرور، احمد. (1979). اصول قانون العقوبات قسم العام، القاهره، دارالنهضه العربیه.
- ............................. (1991). الوسیط فی القانون العقوبات (القسم الخاص)، الطبعه الرابعه، قاهره، دارالنهضه العربیه.
- ............................. (1996). الوسیط فی قانون العقوبات قسم العام، الطبعه السادسه، قاهره، دارالنهضه العربیه.
- فراهیدى، خلیل بن احمد. (1410). کتاب العین، جلد 8، چاپ دوّم، قم، نشر هجرت.
- محمود مصطفی، محمود. (1974). شرح قانون العقوبات المصری (القسم العام)، الطبعه التاسعه، مطبعه جامعه القاهره.
- نجیب حسنی، محمود. (1989). شرح قانون العقوبات؛ القسم العام (النظریه العامه للجریمه و النظریه العامه للعقوبه و التدبیر الاحترازی)، الطبعه السادسه، مصر، دارالنهضه العربیه.