حقوق کیفری و جرم شناسی
کامران محمودیان اصفهانی
چکیده
مشهور است که اخلاق فضیلت را رویکردی «فاعلمحور» میخوانند. در حقیقت، تحققِ تمامعیارِ فضیلت، مستلزم تلفیق «انگیزۀ نیک» و «عمل خوب» است، با این قید که داوری اخلاقی، معیار نهایی خود را در انگیزۀ فاعل جستوجو میکند و نه صرفِ صورتِ بیرونیِ فعل. در این جستار، با روشی تحلیلی-انتقادی، به واکاوی دیدگاه ارسطو دربارۀ عدالت ...
بیشتر
مشهور است که اخلاق فضیلت را رویکردی «فاعلمحور» میخوانند. در حقیقت، تحققِ تمامعیارِ فضیلت، مستلزم تلفیق «انگیزۀ نیک» و «عمل خوب» است، با این قید که داوری اخلاقی، معیار نهایی خود را در انگیزۀ فاعل جستوجو میکند و نه صرفِ صورتِ بیرونیِ فعل. در این جستار، با روشی تحلیلی-انتقادی، به واکاوی دیدگاه ارسطو دربارۀ عدالت بهمثابۀ گونهای از فضیلت خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که چگونه مفاهیم «فضیلت فردی» و «عدالت اجتماعی» در دستگاه اخلاقی-سیاسی او درهمتنیدهاند و این پیوند، چه تأثیراتی بر مبانی جرمانگاری برجای مینهد. بهزعم ما، تفسیر نظریۀ ارسطو دربارۀ عدالت، بسی ژرفتر و پیچیدهتر از قرائتهای تقلیلگرایانهای است که تاکنون عرضه شدهاند. برخلاف پندار برخی، ارسطو را نمیتوان نظریهپردازی دانست که عرصۀ «حقوق» و قلمرو «فضیلتهای اخلاقی» را درهمآمیخته است. از منظر او، نسبتِ میان خطاهای اخلاقی و حقوقی، نسبتِ «اینهمانی» نیست. درواقع، این فیلسوف ژرفنگر، حدودِ مشروعیت قانونگذاری را در گروِ رابطۀ «دیگری» میداند و از همین رو، «ضرر رسانی به دیگری» را بهعنوان رکنی بنیادین در ساختارِ فضیلتِ عدالت برمیشمارد. مدعای محوری این پژوهش آن است که از دیدگاه ارسطو، جرائم، نه اموری اعتباری، بلکه «خطاهایی پیشاقانونی» محسوب میشوند که ریشه در سرشتِ روابط انسانی و نسبتِ فاعل با «دیگری» دارند.