حقوق کیفری و جرم شناسی
مهدی شیدائیان؛ مسعود حاجیانی
چکیده
برخلاف پنداشت غالب، تاکنون تعریف جامع و دقیقی از «کیفر» در دست نیست. حتی در قوانین جزایی بسیاری از کشورها -از جمله ایران- تعریفی از کیفر ارائه نشده و قانونگذار، همچون برخی اندیشمندان، این مفهوم را بدیهی و مفروض انگاشته است. باوجوداین، تعاریف مختلفی از کیفر نیز ارائه شده است که بیشتر آنها بر عنصر درد و رنج تأکید دارند و «دردآور ...
بیشتر
برخلاف پنداشت غالب، تاکنون تعریف جامع و دقیقی از «کیفر» در دست نیست. حتی در قوانین جزایی بسیاری از کشورها -از جمله ایران- تعریفی از کیفر ارائه نشده و قانونگذار، همچون برخی اندیشمندان، این مفهوم را بدیهی و مفروض انگاشته است. باوجوداین، تعاریف مختلفی از کیفر نیز ارائه شده است که بیشتر آنها بر عنصر درد و رنج تأکید دارند و «دردآور بودن» کیفر را یکی از مؤلفههای اصلی آن بهشمار میآورند. این پژوهش در پی بازتعریف «کیفر» در نظامهای کیفری است و با روشی توصیفی-تحلیلی و بهرهگیری از دادههای کتابخانهای میکوشد به این پرسش پاسخ بگوید که: ماهیت واقعی کیفر چیست؟ برآیند این پژوهش این است که نخست آنکه آنچه در اغلب تعاریف موجود بهعنوان خصیصۀ ذاتی کیفر پذیرفته شده، درواقع عنصر سازندۀ کیفر نیست؛ بلکه «درد و رنج» یک ماهیت و «اثر» ِدرونی است که نتیجۀ یک کنش و عامل «اثرگذار» بیرونی، یعنی «کیفر»، است. دوم آنکه ساختار «کیفر» با ساختار «خشونت» کاملا قابلتطبیق است، با این تفاوت که در کیفر، این خشونت بهواسطۀ نظام حقوقی، مشروع، نظاممند و نهادینه اعلام میگردد.
جامعه شناسی کیفری
مصطفی نوری؛ باقر شاملو
چکیده
هنجارها و تعاملات، هنگامی که در عرصۀ حیات جمعی وقوع یابند، در مقام پدیده یا واقعیت اجتماعی شناخته میشوند. در هر جامعهای اینچنین پدیدههای اجتماعی گاه صورت انحراف یافتهای به خود میگیرد که بنا به تعریف جوامع مختلف، آن را مجرمانه تلقی میکنند. در تقابل سنتی با این جریان انحرافی، کیفر بهعنوان فرصت بازگشت یا متوقفکنندة جرم، ...
بیشتر
هنجارها و تعاملات، هنگامی که در عرصۀ حیات جمعی وقوع یابند، در مقام پدیده یا واقعیت اجتماعی شناخته میشوند. در هر جامعهای اینچنین پدیدههای اجتماعی گاه صورت انحراف یافتهای به خود میگیرد که بنا به تعریف جوامع مختلف، آن را مجرمانه تلقی میکنند. در تقابل سنتی با این جریان انحرافی، کیفر بهعنوان فرصت بازگشت یا متوقفکنندة جرم، ماهیتی مفید و در عین حال مرموز دارد. تاکنون تلاشهای زیادی در جهت شناساندن فواید و مضرات کیفر طبق دیدگاههای مختلف شده است؛ اما آنچه باید بدان پاسخ داد این است که آیا ما در وهلۀ نخست به فهم ماهیت کیفر دست یافتهایم تا بتوانیم پس از آن درزمینۀ هرگونه بحث فلسفی و نظری عمیقتر ابراز عقیده کنیم؟ بر این اساس، در این پژوهش سعی شده است تا با عنایت به ماهیت جامعهشناختی کیفر، تعریفی متفاوت اما کاربردی از آن ارائه شود. ضمن آنکه کوشش برای چنین تعریفی متأثر از جریان اثباتگرایی قرن هجدهم است، باید توجه داشت که هرچند که یافتههای نظری اهمیت دارند، دستیابی به تعریفی علمی و محسوس از کیفر ضرورتی مقدماتی بهشمار میآید. پس از شناخت ماهیت کیفر بهعنوان یک پدیدة اجتماعی، بررسی ارتباط آن با سایر پدیدههای اجتماعی کلان در سطح جامعه خصوصاً پدیدة همبستگی اجتماعی، اهمیتی ویژه مییابد. زیرا همانگونه که قدرت و حاکمیت نیمتنة نظام کیفر را شکل میدهد، احساسات و وجدان جمعی نیز نیمة دیگر این شاکله را پدید میآورد. بنابراین شناسایی روابط کیفر با اینگونه پدیدههاست که ما را بهسوی ارائة تعریفی صحیح و جامع از کیفر سوق میدهد. در این تحقیق با روش کتابخانهای و مطالعة میان رشتهای، از رهگذار یافتههای جامعهشناسی و عدالت کیفری به بررسی جایگاه کیفر در میان پدیدههای اجتماعی و همچنین ارتباط آن با سایر پدیدههای اجتماعی کلان میپردازیم.